هنر و تربیت

رابطه هنر و تربيت، رابطه‏اى ديرين است.

مقصود از اين عنوان، بهره‏گيرى از شيوه‏هاى هنرمندانه و اثرگذار در فعاليت‏هاى تربيتى است. در سازندگى، ابتدايى‏ترين و نخستين مسئله، «ارتباط» است. برقرار كردن رابطه فكرى و روحى با يك فرد، با جامعه، با افراد يك كلاس، با فرزندان يك خانواده، با جوانان يك محله، با كاركنانِ يك مجموعه، با قشرى خاص از اقشار جامعه، مرحله نخست انتقال ايده‏ها و پيام‏هاى تربيتى است

كار هنر و شيوه يك مربى هنرمند در مهارت او نسبت به «تأثير مستمر تربيتى» بر روح و جان افرادى است كه مخاطب پيام‏اند. به موازات اين مقصود، حيات مربى هم در توالى زمان‏ها و نسل‏ها استمرار مى‏يابد.

رشد از درون‏

اگر «آموزش»، انتقال معلومات و دانش‏هايى از بيرون به ذهن افراد تحت تعليم است، «پرورش»، عبارت است از روياندن از ريشه و رشد دادن از درون و به فعليّت رساندن قوا و استعدادهاى نهفته در انسان‏ها.

استعدادهاى بشرى، تنها در زمينه علوم و فنون و مهارت‏ها نيست، بلكه عرصه اخلاق و معنويت و كمال‏جويى هم قلمروى است كه بايد استعدادهاى افراد را شناخت و آن را همچون بذرى روياند و آبيارى و مراقبت كرد تا به مراحل بالاتر رشد برسد.

نقش هنر در اين زمينه، مى‏تواند توجه دادن انسان به فطريات و جاذبه‏هاى معنوى و راز خلقت و چرايى زيستن و هدف آفرينش باشد و مربى هنرمند، حركت‏هاى درونى و رشد باطنى در افراد را سامان مى‏دهد

هنر مى‏تواند در ذهن افراد، «سؤال» پديد آورد و در پى آن، آنان را براى يافتن «جواب»، برانگيزد. سؤال‏هاى اساسى براى حيات انسانى چيست؟ كيستم و چيستم و كجايم و چرا زندگى مى‏كنم و چگونه‏ام و چگونه بايد باشم؟ اينها سؤالاتى است كه گاهى مورد غفلت انسان است و يادآورى آنها نشان بيدارى است.

اگر روش‏هاى هنرى بتواند اين سؤال‏ها را براى انسان «عمده و اساسى» كند، يك گام به جلو برداشته است. و اگر بتواند شوق و انگيزه «يافتن جواب» را هم پديد آورد، گامى ديگر برداشته است و اگر پاسخ‏ها را هم به كمك تلاش و حركت درونى انسان‏ها بيابد، گام سوم تحقق يافته است.

طرح سؤال تازه در ذهن، و كمك به حلّ آن و يافتن پاسخ درست، كار ارزنده و تحول‏آفرينى است كه از هنر ساخته است و هنر است كه انسان را در آستانه «حقيقت‏هاى پنهان» به درنگ و تأمّل وا مى‏دارد.

ورزيدگى فكر انسان در اثر نوعى «ورزش خودجوش» و دست و پنجه نرم كردن با ابهام‏ها، سؤال‏ها، مشكلات و راه حل‏ها، در سايه هنر، عملى است. روشن است كه نوآورى و خلاقيت و ابداع، در نحوه پرداختن به موضوع نيز دامنه تأثيرگذارى و رشد از درون را مى‏افزايد.

جهت‏ دهى به حبّ و بغض‏

از قوى‏ترين عوامل برانگيزاننده، دوست داشتن و نفرت داشتن است. به تعبير ديگر، «حبّ و بغض»، در ايجاد انگيزه براى انجام يا ترك كارى بسيار نيرومند است. بهره‏گيرى از تشويق هم بر همين پايه استوار است.

«الگو» و نقش آن در «جذب» نيز آشكار است و تأثير قهرمانان و اسوه‏ها و زندگى‏نامه آنان بيش از «موعظه مستقيم» است.

محبت‏ها و بغض و كينه‏ها اگر در مسير خوب هدايت شود، زمينه‏ساز تعالى روحى و اخلاقى انسان‏هاست. در تربيت، الگوى مثبت و شايسته، ديگران را در پى خود مى‏كشد و الگوهاى منفى، انحطاطآور و ابتذال‏آفرين است. رمز دعوت به «تبعيّت از اسوه‏ها» كه در قرآن است و نهى از پيروى از سران تباهى در همين حقيقت نهفته است. از دست هنر چه برمى‏آيد؟

گزافه نيست اگر نقش هنر را بالاترين نقش در ايجاد «كشش» و «كوشش» در انسان‏ها بدانيم. از اين‏رو به كارگيرى هنر در برنامه‏هاى تربيتى، مى‏تواند تأثير تربيت را عميق‏تر و ماندگارتر سازد و بستر تأثيرپذيرى از هدايت‏ها و حكمت‏هاى متعالى را گسترده‏تر گرداند.

همان گونه كه در يك سوپرماركت يا مغازه، «ويترين» و «دكور»، تأثير بسزايى در «جذب مشترى» دارد، ارزش‏هاى معنوى و تربيت‏هاى اخلاقى هم كم‏ارزش‏تر از كالاها و اجناس نيستند. براى عرضه آنها هم، بايد از ذوق و هنر بهره گرفت و جاذبه آفريد و ابداع داشت.

معرفى قهرمان‏هاى خوب و الگوهاى شايسته، در قالب فيلم، تئاتر، داستان، نقاشى و خط، طراحى، آموزش، شعر و سرود، در راسخ‏تر كردن ملكات اخلاقى در انسان‏ها مؤثر است.

در ميان جوانان هم الگوهاى خوب، فراوان يافت مى‏شود، آنان كه براى لحظه لحظه عمرشان برنامه‏ريزى مى‏كنند، آنان كه هر كارى را در شأن و شايسته جايگاه انسانى خود نمى‏دانند، آنان كه در زندگى فردى و اجتماعى به «حريم»ها و «خط قرمز»هايى معتقدند و رفتار خود را بر اساس آنها تنظيم مى‏كنند، آنان كه «خلاء روحى» خود را با «عبادت» پر مى‏كنند، اينان همه تابلوهاى «كمال‏نما»يند و نقش الگويى دارند.

مى‏توان با ابزار و شيوه‏هاى هنرى، اين گونه افراد و چنين صفات و حالاتى را به صورت «سرمشق» در آورد و هنرمندانه «الگوهاى ارزشى» ارائه نمود و به «تكثير خوبى‏ها» پرداخت.

ايجاد نفرت از ستم و ريا و تبعيض و اعتياد و بيكارى و دروغ و مفاسد اخلاقى هم كه در بخش دوم (بُغض و عداوت) مى‏تواند زمينه فاصله گرفتن جوانان را از اين رذايل فراهم سازد، در سايه كار هنرى، عملى است و نقش‏آفرين‏تر.

«سخن نو آر، كه نو را حلاوتى دگر است.»

اگر در امر تربيت، در پى تأثيرگذارى و جذب مخاطبانيم، از «نوآورى» به عنوان يكى از اهرم‏هاى جذب، نبايد غفلت كنيم.

گريز از تكرار و يكنواختى كه در افراد است، ضرورت ابداع و شيوه‏هاى نو را در تربيت الزامى مى‏سازد و هنر مى‏تواند به تربيت هم جاذبه ببخشد.

طبعاً كسانى توانايى «نوآورى» دارند كه با شيوه‏هاى كهن و نمونه‏هاى قديم و قالب‏هاى متداول و مرسوم آشنا باشند و نارسايى‏ها و ضعف جاذبه‏هاى آنها را بشناسند و در پى نوآورى براى تحت پوشش قرار دادن گروههاى بيشتر و متنوع‏ترى باشند.

از اين جهت، كار مربى بايد پيوسته از تحول و نو شدن و ابداع برخوردار باشد. به كارگيرى هنر در مورد تربيت از اين رهگذر است كه هم ضرورت مى‏يابد، هم افق‏هاى جديدترى را مى‏گشايد.

كنار گذاشتن قالب‏هاى سنّتى و ديرين، درست نيست، اما بهره‏گيرى از آنها هم هرگز كافى نيست. مثل شيوه‏هاى تبليغى كه اكتفا به رسم كهن پاسخگو نيست، بلكه در كنار آنها از روش‏هاى نو هم بايد بهره گرفت، چون نوآورى و نوگرايى، بر دامنه مخاطبان پيام تبليغى و تربيتى مى‏افزايد.

بارى، «هنر تربيتى»، شاخصه ارزشى بودن هنر است، و ... «تربيت هنرى»، عامل ديرپايى و گستردگى و نفوذ بيشتر محتواى تربيت است.

منبع سایت خانواده اسلامی شمیم 

راه‌هاي آرام كردن كودك‌

راه‌هاي آرام كردن كودك‌

با بهره‌گيري از روش آزمون و خطا و كمي صبر و حوصله و حفظ خونسردي براحتي مي‌توان فهميد كه علت گريه چيست و راه آرام كردن را پيدا كرد.

براي اين كار ابتدا كودك را طوري كه صورتش به سمت پايين باشد، روي ساعد خود بگذاريد. در اين حالت سر كودك بايد نزديك به‌ آرنج باشد. با انگشتان خود ران‌هاي او را بگيريد. كودك را از پشت روي كف دست خود بنشانيد؛ به طوري كه كمرش به سمت سينه شما باشد. دست ديگر را به دور سينه‌اش بيندازيد و انگشتان خود را به دور بازوهايش حلقه كنيد يا كودك را روي شانه خود قرار دهيد، به گونه‌اي كه شكمش روي شانه قرار گيرد و قدري فشرده شود. همچنين مي‌توانيد كودك را مانند حالتي كه در گهواره مي‌خوابد، در دست‌هاي خود بگيريد و او را به طور متناوب از خود دور و مجددا نزديك كنيد.

صداهاي آرام‌بخش‌

كلمات آرام‌بخش را به آهستگي تكرار كنيد. موسيقي‌هايي را كه خودتان از شنيدن آنها لذت مي‌بريد، زير لب زمزمه كنيد. حتي ماشين لباسشويي و ظرفشويي به صورت مكرر هم مي‌تواند آرام‌بخش باشد. موسيقي كلاسيك جديد يا راك ملايم و جاز نيز موثر است. آهنگ‌هاي متال نگذاريد؛ اين كار كودك را عصبي مي‌كند.

نوازش كردن‌

به آرامي پشت كودك را از گردن تا باسن ماساژ دهيد. پشت كودك را نوازش كنيد يا بماليد. همچنين كودك را در يك اتاق گرم روي سطحي محكم قرار دهيد و شكمش را در جهت عقربه‌هاي ساعت مالش دهيد. اگر علت ناراحتي كودك از نفخ باشد به اين ترتيب مي‌تواند آن را تخليه كند، زانوهايش را به طرف شكم ببريد تا گاز موجود راحت‌تر بيرون بيايد.

آرام كردن كودك توسط پدر

پدرها اغلب در آرام كردن كودك هنر چنداني ندارند. غالب آنها  به روش‌هايي چون دادن پستانك و يا سوار ماشين شدن و گشت زدن در شهر را روش مناسبي براي آرام كردن كودك مي‌دانند.

پدرها در زماني كه مادر در منزل نيست و مجبور به نگهداري فرزندشان شدند، وقتي با بي‌قراري فرزندشان روبه‌رو مي‌شوند، ابتدا بايد به مواردي چون سير بودن شكم كودك و از خشك بودن پوشك اطمينان كامل حاصل كنند. اگر درخصوص اين موارد مشكلي وجود نداشت، آن وقت مي‌توانند از روش‌هاي ديگر استفاده كنند. براي مثال بچه‌ها از حركت خوششان مي‌آيد و چه كسي بهتر از پدرشان با بازوهاي قوي و مردانه‌اش مي‌‌تواند آنها  را بغل كرده و تكان بدهد. اين كار يك حركت دومنظوره است هم كودك را آرام مي‌كند و هم يك ورزش مناسب براي شانه‌ها و بازوهاست. همچنين مي‌توانيد كودك را روي شانه‌هايتان قرار دهيد و دست‌هايش را دور گردنتان قرار دهيد. البته اين بايد زماني صورت گيرد كه كودك قادر به نشستن باشد و سپس نرم و آرام به عقب و جلو برويد و آواز بخوانيد. آنچه كه براي كودك مي‌خوانيد چندان اهميت ندارد زيرا نوزاد چندان متوجه معني آن نمي‌شود فقط بايد ريتم آن با ريتم رقص هماهنگ باشد. همچنين مي‌توانيد يك حمايل يا آغوشي را برداريد كودك را درون آن بگذاريد و سرش را به سينه‌تان بچسبانيد. گرماي بدن شما، ضربان منظم قلب شما، دم و بازدم حركت سينه و كلا حركات بدن در هنگام راه رفتن ظرف چند دقيقه موجب خواهد شد كه يكي از شما دو نفر خوابش ببرد.

به نقل از روزنامه جام جم 13/6/87

رفتار نادرست با کودکان بيش فعال، اعتماد به نفس آنها را از بين مي‌برد

رفتار نادرست با کودکان بيش فعال، اعتماد به نفس آنها را از بين مي‌برد

شيوه‌هاي تربيتي و پاسخ دهي والدين کاملا بر رفتار کودکان بيش فعال تاثير مي گذارد.

دکتر فريبا عرب گل فوق تخصص روانپزشکي کودک و نوجوان در گفت وگو با ايسنا گفت: به نظر مي‌رسد اکثرکودکان بيش فعال، بدون آن که به پيامد و نتيجه اعمالشان فکر کنند، دست به انجام کاري مي‌زنند گرچه آنها ممکن است بارها نتيجه منفي اعمال خود را ببينند ولي باز درس عبرت نمي گيرند و اين موضوع از سوي والدين و اطرافيان اين گونه تعبير مي‌شود که آنها لجباز و نافرمان هستند و رفتارهاي آنها تعمدي براي اذيت و آزار اطرافيان است. در حالي که مشکل اصلي آنها عمل کردن پيش از فکر كردن است.

وي با اشاره به اين که اين مشکلات ممکن است تا بزرگسالي ادامه داشته باشد؛ افزود: گاه اين کودکان به طور ناگهاني مي دوند و شي را پرتاب مي‌کنند و در سنين بالاتر ممکن است نسنجيده حرفي زده و يا عملي را انجام دهند که از سوي اطرافيان ناپخته و بچه‌گانه تلقي شود و مشکلاتي را ايجاد کند.

دکتر عرب گل ادامه داد: علائم بيش فعالي ممکن است در تمام کودکان به يک صورت نباشد اما مشکلات گوناگوني که با آنها دست به گريبان است؛ تاثير منفي در ارتباط کودک با معلم، همکلاسي‌ها، والدين و اطرافيان برجاي مي‌گذارد و کودک مرتب از پيرامون خود پيام‌هاي منفي دريافت مي‌کند که منجر به سركوب شخصيت، از بين رفتن اعتماد به نفس و در نتيجه افت عملکرد تحصيلي کودک و در بزرگسالي افت شغلي او را در پي دارد.

اين فوق تخصص روان پزشکي کودکان و نوجوانان افزود: بسياري از اين کودکان مستعد اختلالات رفتاري گسترده‌اي هستند و بديهي است روش‌هاي انطباقي موثر در پيشگيري از مشکلات رفتاري بسيار موثر خواهد بود.

10‌ اشتباه رايج در‌ تربيت كودكان‌

10‌ اشتباه رايج در‌ تربيت كودكان‌

اغلب والدين مي‌دانند روش‌ هاي كاربردي آنان چندان تاثيري ندارد ولي اين آگاهي ، آنان را از به‌كارگيري روش‌‌هايشان بازنمي‌دارد.

بي‌تاثير بودن روش‌هاي به كار گرفته شده در شناخت اولين قدم در راه بهبود، بسيار حائز اهميت است. به همين علت اشتباهات والدين در رفتار با فرزندشان را مورد بررسي قرار مي‌دهيم.در اين مقاله به 10 اشتباه رايج تربيتي كه والدين آنها را به كارمي‌بندند اشاره كرده‌ايم.

سرزنش: شما فرزند خود را بابت رفتارش سرزنش مي‌كنيد. مثلا «تو كه هنوز اتاقت را مرتب نكرده‌اي!» يا «تو كه دوباره خواهر كوچكت را اذيت كردي!» گاهي اين سرزنش‌ها جاي خود را به جمله‌هاي حقارت‌آميز مي‌دهند. مثلا «اين رفتار تو واقعا دوستانه نيست!» آيا فرزند شما بعد از شنيدن چنين سرزنش‌هايي، رفتار خود را تغيير داده است؟ شما دقيقا همان كاري را به كودك خود مي‌گوييد كه در آن لحظه انجام مي‌دهد؛ در صورتي كه فرزند شما كاملا به عمل خود واقف است.

آگاهي از نامناسب بودن رفتار كودك، معمولا هيچ سودي ندارد. از نظر كودك، اين سرزنش‌ها صرفا عيب‌جويي از سوي شماست. كودك مي‌انديشد: «او مرا دوست ندارد. پس بايد براي جلب توجه او بجنگم.» بخصوص اگر سرزنش‌هاي شما با ابراز جمله‌هاي تحقيرآميز همراه باشد، اين احساس در كودكتان قوي‌تر خواهد بود.

تنبيه بدني: آيا شما هم تا به حال اختيار خود را از دست داده‌ايد؟ آيا تا به حال اثر دست خود را روي صورت يا بدن فرزند خود ديده‌ايد؟ آيا تا به حال فرزندتان را حسابي كتك زده‌ايد؟ تقريبا همه ما حداقل يك بار، دانسته يا ندانسته، كودك خود را به گونه‌اي تنبيه بدني كرده‌ايم. درك چگونگي اثر تنبيه بدني روي كودكان، بسيار آسان است. كودكاني كه مرتب از والدين خود كتك مي‌خورند، بعد از مدتي حساسيت‌شان در برابر درد كاسته مي‌شود.

كودكاني كه كتك مي‌خورند، همانند ديگر رفتارهاي خصمانه والدين، اغلب حس انتقامجويي در آنان قوي مي‌شود. در ضمن نبايد فراموش كرد كه كودكان هر آنچه از ما مي‌آموزند، به فرزندان خود منتقل مي‌كنند. هر ضربه‌اي كه به فرزندتان وارد كنيد، ضربه‌اي به ارتباط شما و فرزندتان وارد خواهد آمد. تنبيه بدني تحقيرآميز و به‌كارگيري آن در راه تربيت كودكان، كاملا نامناسب است.

ناديده گرفتن رفتارهاي مطلوب: بعضي از كودكان مشكلات رفتاري زيادي دارند؛ زيرا والدينشان بسيار كم به رفتارهاي خوب آنان توجه مي‌كنند و آنان را مورد تشويق قرار مي دهند؛ ولي هر بار كار اشتباهي از آنان سرمي‌زند، بشدت مورد مواخذه قرار مي‌گيرند. اگر رفتار شايسته كودك مورد بي‌توجهي و بي‌مهري قرار گيرد، در آينده رفتارهاي پسنديده كمتر از او سر مي‌زند. اگر بر اثر بي‌توجهي رفتار خوبي از بين رفت، اصلا تعجب نكنيد. يك اصل مهم در تربيت صحيح كودك تشويق و توجه به رفتارهايي است كه دوست داريد در آينده بيشتر شاهد آن باشيد.

ترور شخصيت: هنگامي كه والدين روي فرزندان خود اسم مي‌گذارند و آنان را با همان اسامي صدا مي‌زنند، ممكن است مشكلات عاطفي و رفتاري در كودكان ايجاد كنند. كودكان نسبت به اين مساله خيلي حساس هستند؛ مثلا هنگامي كه والدينشان آنان را احمق، كودن، گيج، خرفت، خنگ، پروفسور، مزاحم و... صدا مي‌زنند.

گاهي اوقات والدين از اين القاب براي ترور شخصيت كودك استفاده مي‌كنند، ولي ممكن است گهگاه بدون اين كه منظور خاصي داشته باشند، از اين القاب استفاده كنند. اين لغات ممكن است منعكس‌كننده خشم پدر يا مادر نسبت به كودك باشد، اما معمولا نه تنها باعث بهبود اوضاع نمي‌شود؛ بلكه آن را وخيم‌تر نيز مي‌كند.

تسليم: والدين تسليم را مي‌توان والدين لوس‌كننده هم ناميد. اين دسته از والدين هيچ محدوديتي قائل نمي‌شوند و محدوديت‌هايي را كه در نظر مي‌گيرند غالبا لغو مي‌كنند. فرزندان اين گونه والدين بدون داشتن خطوط راهنمايي معين بزرگ مي‌شوند. والدين به آنچه كودكان مي‌خواهند، تسليم مي‌شوند. ما اغلب اين قبيل كودكان را با صفت لوس توصيف مي‌كنيم. كودكاني كه هيچ‌گونه محدوديتي براي آنها منظور نمي‌شود، ممكن است در برخورد با ديگران دچار مشكل شوند.

بزرگنمايي: يك امر عادي و ساده را به صورت مساله‌اي پيچيده در‌مي‌آوريد و فكر مي‌كنيد اگر فرزندتان اين طور عمل نكند، آن غذا را نخورد، يا كمي تب داشته باشد، ديگر دنيا به آخر رسيده است. دائم دست و پايتان مي‌لرزد. خودتان تمام كارهاي بچه را انجام مي‌دهيد، به جزئيات كارش دخالت مي‌كنيد و ديگر فكر نمي‌كنيد بچه بايد مستقل بار بيايد.

فرزند انسان موجود عجيب و غريبي است. پدر و مادري كه زياده از حد از بچه‌ها حمايت مي‌كنند، بيش از حد از آنها مواظبت مي‌كنند و حاضر نيستند بچه‌شان به هيچ قيمتي طعم ناكامي و ناراحتي را بچشد و مرتب مثل يك نوزاد با او رفتار مي‌كنند، فرزندشان براي رويارويي موفقيت‌آميز با زندگي تجربه كسب نمي‌كند و بزرگ هم كه شد، حاضر نيست كمترين مسووليتي به عهده بگيرد.

انتظارات بيش از حد: داشتن انتظارات منطقي از كودكان بستگي به سن و ميزان رشد آنان دارد. والديني كه از فرزندان خود خواسته‌هاي زيادي دارند كه بيش از توان آنان است، با مقاومت و حتي گاهي با تنفر كودكانشان مواجه مي‌شوند. به عنوان مثال اگر دنبال دردسر مي‌گرديد، از كودك 3 ساله‌اي بخواهيد بدون كمك گرفتن از ديگران اتاق به هم ريخته‌اي را مرتب كند.

رشوه: اگر چنين كني، چنان خواهيم كرد! رشوه‌دادن نيز همانند روش‌هاي ديگر قطعا با شكست مواجه خواهد شد؛ روشي كه در آن بوضوح به كودك گفته مي‌شود كه اگر كاري را بكند (يا نكند) پاداشي دريافت خواهد داشت.
«اگر با برادر كوچك خوب رفتار كني، تو را مي‌برم سينما.»

«اگر شعر را حفظ كني، تو را مي‌برم مسابقه فوتبال.»

اين نوع برخوردهاي شرطي ممكن است طفل را وادار كند براي به دست آوردن يك هدف آني، كاري را انجام دهد، ولي بندرت باعث كوشش مداوم كودك خواهد شد. حرف‌هاي ما به او القاء مي‌كند به قابليت او شك داريم. اشكالات اخلاقي زيادي درباره پاداش‌هايي كه به صورت رشوه استفاده شوند، وجود دارد. بسيار مفيدتر و لذتبخش‌تر است كه جايزه را بدون اين كه آن را از قبل اعلام كنيم و كاملا بدون انتظار كودك به او بدهيم. جايزه بايد نشانگر شخصيت و قدرداني ما باشد.

تهديد: «اگر يك بار ديگر دوستت را اذيت كني، يك كتك مفصل مي‌خوري.» «صد بار بهت گفتم سنگ پرت نكن، اگر يك بار ديگر اين كار را تكرار كني من مي‌دانم با تو. ديگر كمربند را مي‌آورم.»، «صبر كن تا بابا بيايد خانه.» هنگامي كه كودك بارها تهديداتي از والدين خود مي‌شنود، ولي بندرت عواقب كار بد خود را مي‌بيند، بايد گفت تهديد به تنبيه كردن مبدل به روشي نامناسب و بي‌حاصل براي مهار رفتار كودك مي‌شود. گاهي اوقات اين تهديدها حتي به كودكان اين جرات و شهامت را مي‌دهد تا پدر و مادر خود را در آن محدوده امتحان كند و صبر و تحمل آنان را بسنجد.

مشاجره : هر كودكي نياز به امنيت رواني دارد و والدين موظف هستند اين نياز را براي كودك تامين كنند. روش‌هايي از قبيل عيبجويي، لجبازي، سرزنش، داد و فرياد، بددهني و مشاجره با كودك موجب مي‌شود كودك احساس ناامني كند و دچار اضطراب شود. به كار بردن اين روش‌ها موجب مي‌شود احترام متقابل بين شما و فرزندتان از بين برود و والدين اقتدار خود را از دست بدهند.

صابر محمدي‌

برای آنانی که کودکانه می اندیشند .

برای آنانی که کودکانه می اندیشند .

آنانی که  از شنیدن قصه لذت می برند و از نرسیدن کلاغه به منزلش دلگیرند.
آنانی که رسیدن کچل به دختر پادشاه را باور دارند و و گهگاه خود را به زیر کلاه کچل پنهان می کنند.
 آنانی که با شنگول و منگول و حبه انگور به شکم گرگ رفته اند و سالهاست که در انتظار مادر برای رهایی هستند ...

تو هر کس که هستی با من به کودکیت بیا...

چگونه خلاقيت كودكان را افزايش دهيم؟

چگونه خلاقيت كودكان را افزايش دهيم؟

 
 

به عنوان بزرگسال، خود به انجام كارهاي خلاق بپردازد و اجازه دهيد كودكان شما شاهد كارهاي خلاق تان باشند.

١- محيطي مناسب براي انجام كارهاي خلاق آنها فراهم نماييد.
٢- امكانات و وسايلي در اختيار آنها قرار دهيد تا به كمك آنها خلاقيت ها ي خود را ابراز نمايند.( به عنوان مثال وسايل موسيقي، نقاشي و طراحي و...)
٣- كارهاي خلاق كودكان را تشويق كنيد و آنها را در معرض نمايش قرار داده و از ارزيابي بيش از حد آنان خودداري كنيد.
٤- به عنوان بزرگسال، خود به انجام كارهاي خلاق بپردازد و اجازه دهيد كودكان شما شاهد كارهاي خلاق تان باشند.
٥- به شيو ه هاي آموزشي در خانواده خود توجه داشته باشيد.
٦- براي كارهاي خلاق ديگران ارزش قائل شويد.
٧- از تأكيد بر تصورات قالبي در خصوص جنسيت كودكان شديداً خودداري نماييد. ( به عنوان مثال دختر ماشين بازي نمي كند، پسر عروسك بازي نمي كند يا پسر گريه نمي كند).
٨- امكان شركت در فعاليت ها و كلاسهاي ويژه را براي آنان فراهم نماييد.
٩- اگر مشكلات يا گرفتاريهاي در خانواده وجود دارد از آن مشكلات به شيوه مثبتي استفاده كنيد و با تشويق به كودك خود اجازه ابراز احساسات و اظهار نظر بدهيد.
١٠- توجه داشته باشييد كه استعداد فقط سهم كوچكي از خلاقيت است و تمرين و نظم بخشيدن به آن از اهميت بيشتري بر خوردار است.
١- اجازه بدهيد كودك خودش باشد حتي اگر رفتارهاي عجيب از او سر بزند و سعي كنيد در حضور جمع كودك خود را خلاق معرفي نكنيد؛ در غير اين صورت اطرافيان انتظارات بيش از حدي از كودك شما خواهند داشت.
١٢- با كودك خود شوخ طبع و مهربان باشيد.

روزه کله گنجشکی

روزه کله گنجشکی