چهره زشت نفرت
معلم یک کودکستان به بچه های کلاس گفت که میخواهد با آنها بازی کند . او به آنها گفت که فردا هر کدام یک کیسه پلاستیکی بردارند و درون آن به تعداد آدمهایی که از آنها بدشان میآید ، سیب زمینی بریزند و با خود به کودکستان بیاورند. 
فردا بچه ها با کیسه های پلاستیکی به کودکستان آمدند .
در کیسهء بعضی ها 2 بعضی ها 3 ، و بعضی ها 5 سیب زمینی بود.
معلم به بچه ها گفت : تا یک هفته هر کجا که می روند کیسه پلاستیکی را با خود ببرند .
روزها به همین ترتیب گذشت و کم کم بچه ها شروع کردند به شکایت از بوی سیب زمینی های گندیده . به علاوه ، آن هایی که سیب زمینی بیشتری داشتند از حمل آن بار سنگین خسته شده بودند .
پس از گذشت یک هفته بازی بالاخره تمام شد و بچه ها راحت شدند.
معلم از بچه ها پرسید : از اینکه یک هفته سیب زمینی ها را با خود حمل می کردید چه احساسی داشتید ؟
بچه ها از اینکه مجبور بودند ، سیب زمینی های بد بو و سنگین را همه جا با خود حمل کنند شکایت داشتند.
آنگاه معلم منظور اصلی خود را از این بازی ، این چنین توضیح داد :
این درست شبیه وضعیتی است که شما کینه آدم هایی که دوستشان ندارید را در دل خود نگه می دارید و همه جا با خود می برید . بوی بد کینه و نفرت قلب شما را فاسد می کند و شما آن را همه جا همراه خود حمل می کنید . حالا که شما بوی بد سیب زمینی ها را فقط برای یک هفته نتوانستید تحمل کنید پس چطور می خواهید بوی بد نفرت را برای تمام عمر در دل خود تحمل کنید ؟
مردی که همسرش را از دست داده بود دختر سه ساله اش را بسیــار دوست می داشت
دخترک به بیماری سختی مبتلا شد
پدر به هر دری زد تا کودک سلامتی اش را دوباره بدست بیاورد، هرچه پول داشت برای درمان او خرج کرد
ولی بیماری جان دخترک را گرفت و او مرد...
پدر در خانه اش را بست و گوشه گیر شد. با هیچکس صحبت نمی کرد
سرکار نمی رفت. دوستان و آشنایانش خیلی سعی کردند تا او را به زندگی عادی برگردانند
ولی موفق نشدند. شبی پدر رویای عجیبی دید، دید که در بهشت است
و صف منظمی از فرشتگان کوچک در جاده ای طلایی به سوی کاخی مجلل در حرکت هستند
همه فرشته های کوچک در حال شادی بودنند .
هر فرشته شمعی در دست داشت و شمع همه فرشتگان به جز یکی روشن بود
مرد جلوتر رفت و دید فرشته ای که شمعش خاموش است، همان دختر خودش است
پدر فرشته غمگینش را در آغوش گرفت و او را نوازش داد
از او پرسید : دلبندم، چرا غمگینی؟ چرا شمع تو خاموش است؟
دخترک به پدرش گفت: باباجان، هر وقت شمع من روشن می شود، اشکهای تو آن را خاموش می کند و
هر وقت تو دلتنگ می شوی، من هم غمگین می شوم هر وقت تو گوشه گیر می شوی من نیز گوشه
گیر می شوم نمی توانم همانند بقیه شاد باشم .
پدر در حالی که اشک در چشمانش حلقه زده بود، از خواب پرید.
اشکهایش را پاک کرد، ناراحتی و غم را رها کرد و به زندگی عادی خود بازگشت
کلماتی که هرگز نباید به کودکان خود بگویید
۱- گذاشتن اسم روی بچه ها ” لال ” یا ” بچه بد “
اگر کودکان را نامهایی مانند احمق و تنبل و… بنامید باور می کنند که دارای این صفات و خصوصیات است. به علت آسیبی که به کاربردن این نامهای منفی به شخصیت بچه ها وارد می کند اعتماد به نفس او از بین می برد. اگر کودکی به صفت « زشت » نامیده شود ممکن است از حضور در جمع و بازی با دیگران خودداری کند اگر بگویید: « کمرو» از ارتباط با همسالان و بزرگترها پرهیز می کند. چه باید گفت: با جمله ای مثبت توجه بچه را به رفتاری معطوف کنید که باید تغییر دهد. « این اتاق نامرتب و به هم ریخته است » یا « کاغذ و مدادهایت روی زمین پخش شده و باید جمع شود.»
۲- طـــرد کـــردن بچه ها ” ای کاش به دنیا نمی آمدی ” یا ” هیچکس ترا دوست ندارد “
طرد کردن بچه ها نشان دادن نفرت یا تمایل به جدایی از آنهاست. برای یک کودک دوست داشته نشدن از طرف فردی که او را به دنیا آورده به معنی دوست نداشتن از طرف همه افراد است. آنچه که یک کودک باید بداند این است که پدر و مادر بدون هیچ قید و شرطی دوستش دارند. چه باید گفت: هر روز با او گفتگو کنید و بگویید « دوستش دارید » و در آغوشش بگیرید.
۳- منفــــی بافــی ” لیاقت چیزی را نداری یا جات تو زندونه ”
بچه ها با کلمات و جمله هایی که به آنها می گوییم، بزرگ می شوند یک پژوهشگر با عده ای زندانی گفتگو و مصاحبه کرد. از آنها پرسید که به چند نفر از آنها هنگام بچگی گفته شده که زندانی خواهند شد؟ با کمال تعجب دریافت که تقریباً با پاسخ همه آنها به این سوال مثبت بود. والدین باید آینده خوبی را برای بچه ها ترسیم و پیش بینی کنند.
۴ - مقصــر داشتن بچه ها هنگام بروز مشکلات ” تو دلیل دعوای من و پدرت هستی “
مقصردانستن کودک هنگام مشکلات به این معنی است که او به دلیل کاری که به دیگران انجام داده اند سرزنش می شود بچه ها هدف آسان و در دسترس برای به گردن گرفتن تقصیر دیگر اعضای خانواده هستند. اگر بچه ها باید یاد بگیرند که مسئولیت کارهایشان را به عهده بگیرند ما باید نمونه ای از مسسولیت پذیری در برابر اشتباهات و ضعف هایمان باشیم. چه باید گفت: اگر عصبانی شدید به محض بدست آوردن خونسردی٬ از کودک معذرت بخوهید و مثلاً بگویید:« ببخشید دعوات کردم امروز خسته بودم. »
۵ - انتظارات نابجــا ” نمره ات ۱۷ شده پس ۳ نمره دیگر چه شده است تو فقط باید ۲۰ بگیری.”
پدر و مادرانی که از فرزندان خود انتظارات بی جادارند آنها را مجبور می کنند که بهترین بازیکن باشند یا در مدرسه نمره ۲۰ بگیرند. پیامی که پشت این عمل پنهان شده این است که تو در مدرسه به اندازه کافی خوب نیستی. داشتن انتظار بی جا تنها اعتماد به نفس کودک را از بین می برد. چه باید گفت؟ با تاکید به نکات مثبت بگوئید: خیلی عالی است که نمره های ۲۰ زیادی در کارنامه ات داری اشکالی ندارد نمره ۱۷ گرفتی چون تو تمام سعی خود را کردی و هر انسانی ممکن است اشتباه کند سعی کن اشتباهاتت در آینده کمتر شود لزومی ندارد همیشه و همه کس نمره ۲۰ بگیرند.
۶- مقـــایسه کـــردن ” چرا مثل پسرخاله ات نیستی ؟ وقتی به سن تو بروم، دو کیلومتر پیاده به مدرسه می رفتم. وقتی به کودک می گویید که رفتارش مثل خواهرش خوب نیست.
تخم حسادت و بددلی را بین فرزندان خود می کارید. بچه ها نباید در خانواده و فامیل مقایسه شوند چون در مقابل خواهران و برادران خود احساس بی ارزشی و بد بودن را خواهند داشت. حتی تعریف مثبتی هم می تواند همین نتیجه را داشته باشد. وقتی می گوید: « تو در بازی فوتبال از برادرت بهتری » همان احساس مقایسه و ناسازگاری را بین آنها به وجود می آورید. بهتر است بگویید: تو در بازی فوتبال به اندازه برادرت هنگامی که به سن تو بود خوب هستی. از سال گذشته تا به حال در زبان پیشرفت کرده ای.
۷ - شـــرم زدگـــی ” باید از خودت خجالت بکشی. درست مانند یک بچه رفتار می کنی. نمی توانم باور کنم از این گربه کوچک می ترسی.”
هنگام خجالت٬ کودک٬ احساس می کند نقص دارد یا بی لیاقت است. خجالت کشیدن بیشتر از این که رفتار او را درست کند موجب از دست رفتن روحیه و تحقیر او می شود. برخی پدرها و مادرها با انگشت گذاشتن روی نقاط ضعف کودک، مانند شب ادراری او را تحقیر می کنند. خجالت زده کردن کودک موجب می شود که او عوامل تحقیرش را پنهان کند. بهتر است بگویید: گریه نکن٬ تو دیگر بزرگ شده ای. گربه آنقدرها هم ترسناک نیست.
۸ - تهدید کـــردن ” اگر نیایی می روم و اینجا تنها می مانی. اگر دوباره این کار را انجام دهی، به پلیس می گویم ترا ببرد.”
تهدید گفتن جمله یا کلمه اغراق آمیزی است که پدر و مادر به کار می برند تا کودک را بترسانند مانند این جملات: « اگر درست رفتار نکنی تمام استخوانهایت را می شکنم » تهدید موجب ترس در کودک می شود و او احساس می کند که در محیطی ناامن و پر از دشمن زندگی می کند. تهدید به تنها گذاشتن کودک برایش بسیار دردناک و سخت است چون او بسیار حساس است و برای نیازهای اساسی و اولیه زندگی با پدر و مادرش نیاز دارد. آنچه باید گفت: به بچه ها باید هشدار داد نه تهدید برخلاف تهدید٬ هشدار واقعی و معقول است. با گفتن جمله « اگر …. در نتیجه …» به او هشدار می دهید که نباید به رفتار بدخود ادامه دهد. مانند « اگر دوباره خواهرت را بزنی، دیگر نباید با او بازی کنی.»
|
دکتر مصطفی نجفی |
|
|
|
|
| |
|
|
| |
|
|
پدر و مادر عزیز آیا برای تربیت فرزندانتان دانشی آموختهاید؟ یا مهارتی کسب نمودهاید؟ برای تربیت سازنده فرزندان مهارتهایی وجود دارد که با استفاده ار آنها در روند مراقبت از کودکانتان میتوانید نقش اساسی در رشد آنها داشته باشید. 1) به رفتارهای کودکتان با دقت توجه کنید 2) چگونه میشود رابطه بهتری با فرزندتان داشته باشید؟
3) اگر مایلید فرزند شما رفتار مطلوبی انجام دهد، مهارتهای تشویق کردن را بیاموزید 4) رفتار و مهارتهای جدید را به کودکانتان آموزش دهید 5) چگونگی برخورد با رفتار نامطلوب فرزند 6) چگونگی مدیریت رفتارهای نامطلوب کودکان در خارج از خانه 7) تسلط بیشتر بر اوضاع 8) دستیابی به روحیه بهتر 9) تقسیم مسئولیتها منبع:http://www.ravanyar.com | |
حقوق کودک
کشورهای جهان روزهای کودک مختلفی برای خود دارند؛ اما روزجهانی کودک را خود بچه ها به وجود آورده اند. در سال 1986 در چنین روزی دو تن ازدانش آموزان نه ساله مدرسه آتاتوری در نیویورک با نگارش نامه ای از همه بچه های دنیا خواستند که با هم روزی را به صلح اختصاص دهند. در پیام یکی از بنیان گذاران روز جهانی کودک آمده است:
«بزرگترهای ما عقاید ثابتی دارند ......آنها ما را دوست دارند چون بچه هایشان هستیم اما آیا آنها می دانند که چه دنیایی را برای ما بوجود می آورند. اگر کمترین اشتباهی در ماشین هسته ای آنها رخ دهد ما هرگز شانسی برای رشد نخواهیم یافت. ما امکانی برای رشد و پرورش می خواهیم.»
کودکان در روز جهانی کودک می خواهند این تضاد را یادآور شوند، که در حالی که سالانه هزینه های غیرقابل تصوری صرف تولید انواع سلاحهای هسته ای و غیر هسته ای می شود، کودکان بسیاری از گرسنگی، عدم امکانات بهداشتی، سوء و تغذیه و .... می میرند.
یونیسف اعلا م داشته، که تنها با اختصاص پنج دلار برای هر کودک می توان جان 90% از کودکانی را که سالانه می میرند نجات داد و برای بهبودی چشمگیر زندگی کودکان جهان سوم کافی است که همان مبلغ در یکسال خرج شود و این مبلغ تنها معادل بودجه شش هفته تسلیحاتی جهان است.
کودکان، آسیب پذیرترین گروه در هر جامعه هستند و از هیچ چیز آنان از جمله غذا، پوشاک و نیازهای دیگرشان نباید کاست. عدم توجه به وضعیت کودکان به علت مشکلات اقتصادی و کاستن بودجه هایی که شرایط زندگی و حیات کودکان را خدشه دار می سازد به امید اینکه اقتصاد آینده کشور تامین باشد نه توجیه و بازده اقتصادی دارد و نه حرکتی انسانی محسوب می شود.
کودکی که امروز غذا، بهداشت و آموزش کافی نداشته باشد آینده اش جز معلولیت ها و عقب ماندگی های جسمی و ذهنی چیز دیگری نخواهد بود. او فقط یک بار فرصت رشد دارد و آن فرصت امروزاست نه فردا. نمی توان با غذا و بهداشت بیشتر در آینده سلامتی را که امروز کودکی از دست می دهد فردا به او باز پس داد.
البته مشکلات کودکان صرفا گرسنگی، سوء تغذیه و مسائل مشابه نیست بلکه کودکان در نقاط مختلف دنیا از شرایط متفاوتی برخوردار هستند و تاثیر هرگونه نابسامانی را می توان در کودکان هر منطقه ای مشاهده کرد، به هر حال طبیعی است که صحبت از مسایل ابتدایی نیز در اولویت قرار می گیرد.
برداشت های کودکان در برخورد با یک موضوع شایان توجه است. ممکن است برخی کودکان براساس
تجربه های قبلی (از جمله این که به آنها گفته شده است که در کلاس سؤال کردن خوب نیست و امثال آن) تمایلی به پرسیدن از خود نشان ندهند یا خجالت بکشند و احتیاط کنند. کودکی که تجربه بیشتری اندوخته است، کمتر در برابر یک محرک به سرعت سوال می کند، در مجموع، فراهم آوردن محیطی که با تقویت مثبت، ابزارهای لازم را برای بروز ظهور نگرش های کودک فراهم آورد برای ارزش یابی نگرش بسیار لازم و ضروری است.
در ارزش یابی نگرش ها، استمرار و مداومت و پی گیری رفتارهای مشاهده شده، امری در خور توجه است که خود بر دشواری این کار می افزاید. در کنار این مشاغل لازم است خواسته های ما با سطح رشد کودک هماهنگ باشد. ممکن است چند کودک به لحاظ سنی در یک مقطع باشند ولی رشد ذهنی و نحوه تفکر و عمل آنها یکسان نباشد.
چگونگی فهم و درک مفاهیم در کودکان بدون در نظر گرفتن تأثیر آموزش بسیار مشکل است. کودکان خالق زیباترین احساس ها و عشق ها هستند
کودکان امروز کودکان دیروز نیستند.
كودك نجوا كرد : خدايا با من حرف بزن
مرغ دريايي آواز خواند ، كودك نشنيد.
سپس كودك فرياد زد : خدايا با من حرف بزن
رعد در آسمان پيچيد ، اما كودك گوش نداد .
كودك نگاهي به اطرافش انداخت وگفت :خدايا بگذار ببينمت .
ستارهاي درخشيد ولي كودك توجه نكرد.
كودك فرياد زد : خدايا به من معجرهاي نشان بده .
و يك زندگي متولد شد ، اما كودك نفهميد .
كودك با نااميدي گريست .
خدايا با من در ارتباط باش . بگذار بدانم اينجايي .

بنابراين خدا پايين آمد و كودك را لمس كرد .
ولي كودك پروانه را كنار زد و رفت .
به فرزندان مسووليت دهيد
تشويق و اهميت دادن به فرزندان به منظور تقويت عزت نفس آنها خوب است، اما نبايد در اين امر زيادهروي كنيد.
زيرا بدين ترتيب انتظارات آنها را از خود افزايش ميدهيد و وقتي آنها نتوانند به اين انتظارات بيش از حد جامه عمل بپوشانند، دچار احساس شكست و ياس و افسردگي ميشوند. بتدريج شادابي خود را از دست خواهند داد و اميدشان براي رسيدن به دستاوردهاي جديد در زندگي كاهش مييابد.پس از آنچه كسب ميكنند خوشحال شويد و آنها را در جهت رسيدن به خواستههايشان تشويق نماييد اما بيش از حد فراتر از واقعيات نرويد.گاهي اوقات والدين تصور ميكنند محبت در اين است كه همه كارها و مسووليتهاي زندگي را به تنهايي به دوش بكشند تا جايي كه فرزندشان براي شستن جورابهايش يا تميز كردن اتاقش از آنها پول توجيبي بيشتري ميخواهد.
فرزندان بايد بياموزند كه خانواده يك واحد است و همه بايد به نوعي در رسيدگي به آن و پيشبرد اهداف مشترك شريك باشند و هركس به نوبه خود كارهايش را انجام دهد و كمكي به ديگري بكند.در غير اين صورت فرزندتان در انجام كارها و مشاغل محولهاش در آينده دچار مشكل خواهد شد و در ضمن تبديل به فردي خودخواه ميشود كه همواره از ديگران توقع دارد و تشكر و قدرداني را هرگز نميآموزد زيرا همواره طلبكار است.بسياري از والدين تصور ميكنند اگر فرزندشان با مشكلي مواجه شود و آنها آن را حل نكنند روحيه فرزندشان آسيب ميبيند. اما آنها با اين كار دقيقا فرزندي ضعيف تحويل اجتماع ميدهند.فرزندان بايد بدانند كه كارها و مشكلاتشان را خودشان حل كنند تا مسووليت امور خود را به عهده بگيرند، بايد بدانند اينكه كارهايشان را به خودشان محول كنيد به اين معني نيست كه آنها را دوست نداريد.
روز جهانی کودک مبارک
آرزو می کنیم همه ی جنگها تمام شود و همه ی کودکان در سلامتی وشادابی
در کنار والدینشان زنده گی کنند و از بودن و زندگی کردن لذت ببرند . آمین
«روز جهاني كودك و دغدغههاي ما»عنوان سرمقالهي روزنامهي اعتماد ملي است كه در آن ميخوانيد؛امروز 17 مهرماه برابر با 8 اكتبر مصادف با روز جهاني كودك است. كودكان ميوههاي زندگي و ثمره تلاش آدمياناند. پيامبر بزرگ اسلام(ص) در آموزههاي خويش حرمت و كرامت نهادن به كودكان را بهعنوان يكي از اصول مترقي آموزههاي اسلامي به پيروان خويش آموختند و ائمه بزرگوار شيعه در تكريم اولاد و ميوههاي زندگي احاديث گهرباري از خود باقي گذاشتهاند. جمله ماندگار امام معصوم كه فرمودند اولاد ما جگرگوشههاي ما هستند، تنها بخشي از ميراث و فرهنگ حرمت و ارزش فرزندان در خانواده محسوب ميشود. اما عليرغم آن همه تاكيد و تاثير كودكان در زندگي بشري، جامعه صنعتي امرز بشريت، هر روز كه ميگذرد، از اين آموزهها بيشتر فاصله ميگيرد.
کودکان گنبدی روز جهانی کودک را در سالن بزرگ سینما هجرت جشن گرفتند
سالن بزرگ سینما هجرت گنبد کاووس روز چهار شنبه سرشار از شادی و هیجان کودکانی بود که تنها روز جهانی خود را در این مکان جشن گرفتند، در بیانیهای از آینده جهان آرزوهایشان با بزرگترها سخن گفتند و با کودکان رنجدیده جنگ عراق، افغانستان، فلسطین و لبنان همدردی کردند.
"جنگ شادی" عنوان جشن بزرگی بود که با حضور کودکان و مربیان به همت سازمان بهزستی گنبد و.شهرداری.گنبدبه مناسبت روز جهانی کودک.در سالن سینما هجرت برگزار شد
به گفته برگزار کنندگان هدف از این جشنواره ایجاد ساعاتی خوش برای مهمترین قشر سنی جامعه و ارائه آموزش و آگاهی همزمان به آنها و والدینشان است
سالن از حضور کودکان و والدینی که برای بخشیدن سهم کوچکی از شادی به کودکان خود در این روز آمده اند،پر شده بود
آوای دل انگیز قرآن آغازگر جشن کودکان است و سپس سرود و نیایش کودکان مهد کودک مهتاب به برنامه رنگ شادی می دهد سپس مسابقه توسط مجری برنامه انجام گردید و به کودکان جایزه داده شد
پس پایان کودکان با اتوبوس تزئئن شده به دوره شهر گشته وبه مهد کودک برگشتند و ادامه جشن روز جهانی کودک را در مهد کودک خود جشن کرفتتند.
"ما آسمان آبی، هوای پاک، درختان سبز و آب سالم را دوست داریم و از شما بزرگترها می خواهیم از زمین که خانه بزرگ و دوست داشتنی ماست، بیشتر مواظبت کنید." این بخش کوتاهی از بیانه کودکان و نوجوانان سرزمین ما در روز جهانی کودک است. در خاتمه از کودکانی که با نقاشی و سرود و نیایش و دکلمه به جشن ما شادی دو چندان داده بودن جایزه داده شد.
ای کاش روزی فرا رسد که همه ی انسان سرود اصلاح دنیا را سر دهند
تا دنیا برای همه مکانی بهتر باشد . مکانی برای خندیدن . شادی و آزادی....
خدای فوق العاده من
یک قلب، یک اتاق، چند تا کتاب، یک عالمه شماره تلفن، یک دوست صمیمی، چند تا نامه یادگاری، دو تا راز (یکی کوچک و یکی بزرگ)، یک گلدان، سه تا آواز، یک دفترچه یادداشت های شخصی و یک خدا. این دارایی من است.
من آدم ثروتمندی نیستم. یک بار خواب دیدم توی یک جزیره زندگی می کنم و تمام آن جزیره برای من است. خواب خوبی بود، چون آن جزیره سفید بود و همه چیز داشت. اما من توی آن جزیره تنها بودم. برای همین از خواب بیدار شدم و به زندگی واقعی برگشتم. توی زندگی واقعی، ما یک تخت دو طبقه داریم که من باید طبقه بالا بخوابم و تخت پایینی مال برادرم است. دیروز نوشته روی یک دیوار را برای خودم خواندم. نوشته بود هر چیز که نزد خداوند است برای همیشه باقی می ماند. این طور شد که به دارایی هایم فکر کردم.
من آدم ثروتمندی نیستم، اما از فکر این که هر چیز که پیش من است از بین برود، دلم گرفت. بعد پیش خودم حساب کردم که از دست دادن چه چیزی مرا بیشتر از همه غمگین می کند: دوستانم؟ خاطراتم؟ یادگاری هایم یا آینده ام؟!
من از فکر این که باقی می مانم خوشحالم. از فکر این که تمام نمی شوم خوشحالم. از این که جاودانه ام خوشحالم و فکر می کنم اگر من جاودانه باشم، پس تمام حس های خوبم هم جاودانه خواهد بود. دوست داشتن هایم جاودانه می شود. آوازهایی که با شادی خوانده ام جاودانه می شود و من هیچ دوستی را از دست نخواهم داد.
اگر قرار است یک روز بدی ها و خودخواهی ها و ناراحتی هایم از زندگی حذف شود، اگر من بابت ندانم کاری ها و اشتباه هایم بخشیده شوم و یا جریمه بعضی از آنها را بدهم. پس آنچه که از زندگی من باقی می ماند خوبی است. حتی اگر شده آن خوبی فقط یک «مهربانی» یک «سیب»، یک «آواز» باشد! مهم نیست.
من آدم ثروتمندی هستم! با این حساب، من آدم ثروتمندی هستم که می توانم چیزی مثل «جاودانگی» را با خودم داشته باشم. خب، معلوم است که کتاب هایم پودر می شوند، گردنبندم از بین می رود، نامه های یادگاری ام خاکستر می شوند، شماره تلفن دوست هایم عوض می شوند. معلوم است همین چیزهای کمی هم که دارم از من گرفته می شوند،
...اما عشق ها و رؤیاها و فکرهای خوبی که داشته ام چی؟ حس فوق العاده ای که از دانه کردن انار توی شب یلدا داشته ام؟ وقتی مادرم را بوسیده ام؟ وقتی به ماه نگاه کرده ام؟ وقتی خدا را صدا کرده ام؟ و وقتی با شادی جیغ کشیده ام؟ آیا این ها مرا ثروتمند نکرده است؟ آیا اینها دارایی های حقیقی من نیستند که یک روز به خاطر داشتنشان افتخار می کنم؟ آیا من از این که زندگی ام پر است از تیله های رنگی، کلم های بنفش، هویج های نارنجی شاداب، خنده های بلند، یک مادر زیادی مهربان، یک پدر سختگیر عجیب بامزه، یک دوست قهرقهرو، یک بازیگر محبوب، یک راز بزرگ و یک راز کوچک، یک خورشید که هیچ وقت زیر قولش نمی زند و هر روز صبح متولد می شود، و روزهایی که هنوز وقت دارم در آنها مهربان تر باشم، نباید آن قدر شاد باشم که احساس خوشبختی کنم؟!
من یک خدای فوق العاده دارم که قول داده است همه چیز پیش او تا همیشه بماند و همین برای من کافی است.
منبع:ویژه نامه دوچرخه
یک عمر از این شاخه به آن شاخه پریدهام نه پشیمانم، نه خسته. هنوز درختهای بیشماری میشناسم که شاخه سارشان،ابدیت را تداعی میکنند! درکت میکنم وقتی که در مقابل آیینه، تارهای سپید مویت را میکنی! وقتی که سعی میکنی فراموش کنی گذر زمان را و اینکه هنوز... با عشق بیگانهای!
دیروز آخر زمستان بود. امروز اول بهار! چشم به هم میزنیم و لحظههایمان میگذرد، در حسرت شادی بیپایان!
مهربانی را در نگاه منتظر کودکی دیدم که آبنباتش را به دریا انداخت تا آب شیرین شود.
کودکي را همه تجربه کرده ايم. با آن زيسته ايم. از لذت ها و شادماني هاي آنها خنديده و از ناکامي های کوچک و کودکانه ي آن گريه سر داده ايم. اگر دقايقي چشم هايمان را ببنديم، تصاوير زيباي آن روزگاران را به روشني خواهيم ديد. در کودکي سراسر عشق بوديم و مهرباني، صفا بوديم و صميمت، يکرنگي بوديم و صداقت. بعدها که نوجوان شديم، در هواي بزرگي، کودکي آن را انکار کرديم. وقتي تازه شمع 12 سالگي را فوت کرده بوديم، خود را 13 ساله معرفي مي کرديم و زماني که هنوز خوردن کيک تولد 15 سالگي تمام نشده بود دم از 16 سالگي مي زديم. بعد پا به دوره ي پرشور و انرژي جواني نهاديم و همه ي ما با کمي تأخير يا شتاب اسير گرفتاريها و مشغله هاي گوناگون بزرگسالي شديم. ديگر سوداي بزرگ شدن در سر نداريم شايد بعضي از ما، به پيرانه سري بينديشيم
با تشکر از حسن انتخاب شما مهدکودک مهتابتشویق
تشویق باید طوری باشد که در فرد ایجاد انرژی بیشتر کند و دراو میل به کارخوب را به وجود آورد . مهمترین و حساسترین قانونی که درمورد تشویق کلامی کودکان باید رعایت کرد این است که تشویق فقط باید درمورد کوشش و پیشرفت کودک به عمل آید .
غالباً کودک درمورد پاداشتهای که به صورت رشوه به وی داده میشود یک نوع حا لت مقاومت روانی پیدا میکند برخی از وا لدین کار را به آنجا میرسانند که کودک به محض دید ن آنها بدون سلام می گوید: برای من چه چیزی خریدی ؟
به طور کلی هنگام تشویق کودک باید نکات زیر را درنظر گرفت :
_ میزان تشویق و تقدیر نباید بیش از ارزش کارکودک باشد .
_ کودک را نباید به تشویق و پاداش عادت دهیم .چون کودک بعدها درمقابل هرخدمت یا کوششی انتظار تشویق دارد و بدون آن از هرگونه کار وکوششی باز می ماند و یا زود دلسرد میشود به خصوص که کودک رفته رفته درمحیط های بزرگتری مثل مدرسه و اجتماع قرارمیگیرد پس تا آنجا که امکان دارد ، از به وجود آوردن چنین عادتی درکودک پرهیز کنید .
والدین گرامی !
شایسته است در ارزیابی از کارکودک به موارد زیر توجه کنیم :
- ما مجاز نیستیم کودک را بر اساس آنچه فرصت یادگیری اش را نداشته مورد ارزیابی و به ویژه قضاوت قرار دهیم .
- ما مجاز نیستیم کودکان را بایکدیگر مقایسه کنیم کودکان بایکدیگر متقاوت و بروزتوانایی یکی بادیگری فرق میکند .آنها با سبکهای متفاوت ازیکدیگر یاد میگیرند .
- کودکان پیش دبستانی درحال رشد و شکل گیری هستند .سرعت رشد و پرورش توانایی های آنها سریع تر از سال های بعد است . باصبوری و تدارک شرایط مناسب ، به آنهافرصت دهیم تا توانایی هایشان را بروز دهند و هرکودک راباتوجه به سرعت رشد و تلاش و پیگیری خودش مورد ارزیابی قرار دهیم.
- توجه دا شته باشیم که ایجاد چا لش و دادن آگاهی از توانایی های کودک ،عزت نفس و شوق و اشتیاق اورا به یادگیری افزایش می دهد، شوق و ا شتیا قی که اورا فعال میکند تادانشش را خود بسازد و برای تسلط به کار یا دستیابی و مهارتی تلاش کند .

بازیهای گروهی
برگرفته از کتاب آموزشهای پیش از دبستان ( علی اکبر صفایی دیبا )
جست و خیز و فعالیتهای بدنی در زندگی کودک و در مقیاس وسیع تر در سلامت و بهداشت بسیار مهم است .
شرکت کردن کودک در بازیهای گروهی به رشد و تقویت جسمی او کمک میکند .
کودک ا زطریق این گونه بازیها ، نه تنها مهارتهایی از قبیل پرتاپ کردن ، گرفتن ،دویدن و جهیدن را کسب می کند ، بلکه خصایص اخلاقی و رفتاری
از قبیل انصاف ، داوری درست ، تسلط بر احساسات و عواطف ، روحیه ورزشی و شناخت راه درست بازی کردن را نیز خواهد آموخت .
کودک به دوست احتیاج دارد.
کودک ار راه بازی با دوست و یا دوستانش معاشرت و همکاری می آموزد.
کودک هنگام بازی با دوست یا دوستانش این فرصت را پیدا میکند که معنای درست و واقعی معاشرت و همکاری و نیاز به دوست را دریابد و در حقیقت
زندگی را در شکلهای گوناگون ببیند و با آن بهتر و بیشتر آشنا شود و باید براین اعتقاد باشیم که کودکان در هنگام بازی با یکدیگر علایق و مهارتهای
تازه پیدا می کنند.
بازی نشانه سلامتی کودک است .
ما همه خوب می دانیم که وقتی فرزندمان بازی می کند ،چشمهایش پر فروغ است ، خنده هایش از صمیم دل است ، و وجودش سرشار از جنب و جوش
و نشاط است .
حالا باید قبول کنیم که اینها نشانه سلامت فرزند ماست . نشانه های رشد منظم اوست .
همچنین باید قبول کنیم اگر فرزندمان شوق بازی کردن را از دست بدهد ، باید نگران سلامت او باشیم .
زیرا این خود می تواند نشانه ای از بیماری او باشد .
شاید اغراق نباشد اگر بگوییم که بازی برای کودک یکی از پر معنا ترین و جدی ترین کارهایی است که در زندگی روزانه خود انجام می دهد .
کودک از طریق بازی هایی که می کند با زندگی و محیط ارتباط برقرار می کند .
از طریق بازی به بیان نفس خود می پردازد .
کودک وقتی تنها سرگرم بازی است در دنیای خود تنهاست و در این تنهایی باید بکوشد که بین خود و دنیای خارج از خود ارتباط برقرار کند .
چیزهایی که در محیط می بیند هر کدام برای خود رازی و معنایی دارد .
بزرگان تعلیم و تربیت بر این اعتقادند که بازی کردن برای کودک مانند نفس کشیدن امری طبیعی است و معتقدند که بازی یکی از عوامل موثر در رشد
جسمی ، روحی و عاطفی کودک است .
دانشمندان درباره ارزشهای بازی بر این اعتقادند که بازی گذشته از تاثیر زیاد آن در پرورش تن کودک ، به کودک کمک می کند که خوب بیندیشد و بهتر بتواند بر عواطف خود تسلط پیدا
کند . بازی در کودک ایجاد اعتماد می کند .
اگر انتظار داشته باشید کودکتان به طور ناگهانی دنیای سریعا"در حال گسترش خود را با نیازهای مدرسه وخانه مطابقت دهد،فشار زیادی به کودک خود وارد می سازید و او را((شتاب زده)) می کنید.
وقتی کودک شما وارد مدرسه شد،نقش شما وساطت،میانجیگری،ومتعادل سازی است تا به اوکمک کنید به نوعی توازن راحت بین خانه و مدرسه دست یابد.اگر بخواهید کودکتان بیشترین استفاده را از فعالیتهای مدرسه
ببرد،محیط خانه باید کم زحمت تر وآسان گیرتر،و در واقع مکانی برای آسایش و پناه آوردن باشد.اما در عین حال کودک می تواند به طرق متفاوتی در فعالیتهای منزل شرکت کند،که سبب تقویت حس مسئولیت پذیری، احساس تعلق داشتن به یک گروه،و احساس قابل اعتماد بودن در وی می گردد و از این طریق باعث شود احساس استقلال و داشتن موقعیت مهمی در ساختار خانواده به او دست بدهد.
این زمانی است که می توان رفتار اجتماعی مثبت،مفیدبودن،سازگاری،دلسوزی و ملاحظه گری را با دادن پاداشها و امتیازهای محسوس پاسخ گفت.این پاداشها می تواند چیزهایی مثل هدایای غیر منتظره،خرید تنقلات،گردش بردن،و مسافرتهای کوتاه باشد،ولی راه بسیاربهتری برای پاداش دادن به کودکتان این است
که علایق او را بشناسید و نقش فعای در تشویق او به تعقیب آنها ایفا کنید.در آن صورت پاداش شما پاداشی
اختصاصی و منطبق با سرگرمی یا علاقه خاص وی خواهد بود.
به علاوه با مشارکت مشتاقانه در علایق کودک خود،کمک موثری در دادن بیشترین شانس برای یک زندگی سالم
و شاد در آینده به او کرده اید.
از سن پنج یا شش سالگی به بعد بچه ها به بدن،غذا،بهداشت،و ظاهر خود توجه نشان می دهند.تقریبا" هر کودکی،چه دختر وچه پسر،به لباسهای خود توجه نشان می دهد،بیشتربه این دلیل که لباس علامت تعلق به یک گروه،خواه گروهی از همسالان یا گروهی از افراد همجنس(پسر یا دختر)یا هر دو،می باشد.اگر کودک شما به غذاهای خاصی علاقمند است،می توانید او رابا مهمان کردن به آن نوع غذا در بیرون از منزل یا خرید آن نوع
غذا برای تهیه در منزل پاداش دهید.اگر کودک شما به تدریج به لباس علاقه نشان می دهد،می توانید برخی از نیازهای واقعی او را با بردن او و خریدن یک دست لباس جدید و دادن اجازه انتخاب کل لباسها،ارضا کنید.
ارتباط با مهد کودک
ورود به مهد کودک مرحله ی بحرانی در رشد و تکامل کودک
آماده کردن کودکان برای ورود به مهد ، تنها مشکل و دردسر والدین نیست . برای یک ورود موفق ، خانواده ، سیستم آموزشی مهد ، معلم و جامعه ، همگی مسئول هستند.
کودک ممکن است بعد از پشت سر گذاشتن تابستان ، برای ورود به مهد اضطراب داشته باشد. یا شایعات زیادی درباره ی معلمین شنیده باشد. دربارهی برنامه های مهد اطلاع کافی نداشته باشد . و شما نیز در این زمینه ها نگران هستید و می خواهید بدانید معلم او یست با چه کسی همکلاس است و این که می خواهید بدانید معلم او کیست با چه کسی همکلاس است و این که می خواهید بدانید چطور می توانید به بهترین شیوه ، کودکتان را برای پذیرش تغییر و تحولات آماده کنید.
اضطراب و نگرانی بچه ها را بپذیرید واو را به صحبت در آن زمینه ها تشویق کنید . آماده ی گوش کردن باشید. روی رشد جسمی فرزندانتان توجه داشته باشید.هم کلاسی ها و هم سرویس های او را بشناسید.
بچه ها در مهد چیزهای زیادی را از طریق مکاشفه و تصمیم گیری یاد می گیرند. عقاید و احساساتشان را بیان می کنند. برای یک دیگر داستان تعریف کرده و به داستان های یک دیگر گوش می دهند. مفاهیم ریاضیرا از طریق ساختن و ترکیب کردن ( خانه سازی و …) یاد می گیرند و …
همکاری توام والدین و مربیان مهد
بچه ها باید در مهد احساس امنیت کنند.برای بیش تر بچه ها ورود به مهد به منزله ی رویارویی با مسائل مختلفی چون ، رفت و آمد ، مربیان و دوستان جدید ، وضعیت ساختمانی مهد رویا رویی با پزشک و پرستار مهد ، مدیر و منشی و سرایدار مهد میباشد.همکاری و مشارکت بین والدین و مربیان در پذیرفتن این تغییر و تحولات در کودک بسیار حائز اهمیت است.
سئوال از مربیان
چگونه می توانم فرزندم را برای ورود به مهد آماده کنم؟
فرزندم روزش را چگونه می گذراند؟
آیا به بچه ها فرصتی برای انتخاب فعالیت هایشان داده می شود؟
آیا مهارت خواندن را یاد می گیرند؟
راهکارهایی برای والدین جهت ورود راحت تر کودک به مهد
در ورود به مهد ، بچه ها با هم اختلاف زیادی دارند . بعضی اجتماعی تر و بعضی خجالتی ترند. بعضی جثه بزرگ تری دارند. بعضی می توانند بخوانند و اسمشان را بنویسند و بعضی نمی توانند…
یک راه کار جهت ورود آسان تر بچه ها به مهد این است که ، قبل از شروع کلاسیک مهد به همراه کودک بازدیدی از مهد و قسمت های مختلف آن داشته باشیم و با برنامه های مهد آشنایش کنیم.
بچه ها برای ورود به مهد زمانی آماده هستند که بتوانند:
به راحتی از والدینشان جدا شوند.
بخوبی با دیگر بچه ها بازی کرده و به هم احترام بگذارند.
به تنهایی حمام بروند.
قوانین و دستورهای ساده را دنبال کنند.
بدون کمک معلم بتواند مشکلات ساده ای را که بین او و همکلاسی هایش پیش می آید حل کند
به طور مستقل کار کند. حداقل برای 10 دقیقه.
جمله های کامل را در صحبت کردن به کار برد.
کارهایی که برای ورود بهتر فرزندتان به مهد می توانید با آن ها انجام دهید.
با هم آشپزی کنید و اندازه ی مواد لازم را یاد بگیرید.
روی تقویم برای هر روز که می گذرد علامت بگذارید.
پیچ و مهره را از درون جعبه ی ابزار جدا کنید.
10 لغت با پسوند یکسان بگویید.
والدین و مربیان باید برای ورود موفق کودکان به مهد ، با هم مشارکت و همکاری داشته باشند.
مهم است که در روزهای اول ورود کودک به مهد ، شما در دسترس باشید. به آمدنتان به خانه توجه کنید ، برای فرزندتان وقت بگذارید ، تاریخ های مهم را یادداشت کنید و …
خیلی از بچه ها بعد از مهد به محل کار والدینشان می روند. ما باید به کودک این اجازه را بدهیم که ما را نیز به مهد ببرند و از نزدیک با کار ها و فعالیت هایشان آشنا شویم.
کودکان از قدرت سازگاری بالایی برخوردارند و با انتظارات و روال جدید سازش پیدا خواهند کرد. این موفقعیت در سازش ، اعتماد و اطمینان تازه ای را در او به وجود آورده و یک تصویر مثبت نسبت به خود را در او ایجاد می کند.
خیلی مهم است برای والدین و مربیان که بدانند چه موقع و چگونه با هم همکاری کنند.
ارتباط خوب و مناسب بین ما و مربیان چه در مهد و چه بعد از مهد ، برای موفقعیت کودک حتی در مراحل بعد نیز ضروری و موثر است
مهد کودک و تاثیرات روانی آن بر کودکان
کودک آدمی ، وابسته ترین موجود آفرینش است.او تا زمانی که بالغ نشده است نیاز به مراقبت های ویژه ای دارد. این نیاز، او را وادار می سازد که با دیگران ارتباط بر قرار کند و از آن ها مدد جوید. بهترین مددکار کودک ،مادر اوست.محکم ترین و صمیمی ترین ارتباط میان آن دو بر قرار است.
اما در دنیای صنعتی امروز ، کودکان نا گزیر به تجربه ی محیطی به نام مهد کودک هستند؛ مثلا در آمریکا حدود نیمی از مادران که کودکان زیر 6 سال دارند شاغلند. در کشورها ی صنعتی دیگر نیز کما بیش چنین وضعیتی بر قرار است . البته در بعضی کشورهای شرقی طبق سنت ، مادران در خانه نزد فرزندانشان می مانند ؛ ولی به هر حال مسئله مهد کودک ، به مرور زمان به یک مسئله ی جهانی تبدیل می شود . کشور ما نیز از این واقعیت مستثنی نیست.پس لازم است از تجربیات و تحقیقات کشورهای صنعتی در این زمینه نیز بهره مند شویم.
تغییر ناگهانی محال است
منبع : برگرفته از کتاب "بچه های خوب ، عادتهای بد " – دکتر چارلز ای شانر ، ترزافوی دیگرونیمو – ترجمه میر محی الدین گلباز – با تغییر و تلخیص
داشتن امید به تنهایی ، عادتهای بد کودکتان را از بین نمی برد. برای از بین بردن عمل غیرارادی عادت ، به یک برنامه مشخص نیاز خواهید داشت. در این چند مقاله قصد داریم شش روش را که ما به طور موفقیت آمیزی در طی سالها از آنها استفاده کرده ایم، تشریح نماییم.
داشتن امید به تنهایی ، عادتهای بد کودکتان را از بین نمی برد. برای از بین بردن عمل غیرارادی عادت ، به یک برنامه مشخص نیاز خواهید داشت. در این چند مقاله قصد داریم شش روش را که ما به طور موفقیت آمیزی در طی سالها از آنها استفاده کرده ایم، تشریح نماییم.
این روشها عبارتند از:
«شکل دهی»،
« شناسایی محرک»
«خودآگاهی»
«پیشگیری پاسخ»
«پاسخ جایگزین»
و «نظارت».
هر روش به تفصیل توضیح داده خواهد شد . در این مقاله به بررسی روش اول یعنی "شکل دهی " می پردازیم و در مقالات بعد ، مابقی روش ها را مورد بررسی و شرح قرار خواهیم داد .
شکل دهی
عادتها به تدریج و تقریباً ناآگاهانه شکل می گیرند. ترک دادن آنها هم باید آرام و به تدریج انجام پذیرد. این روش تدریجی تغییر رفتار، شکل دهی نامیده می شود و کودکانتان را قدم به قدم به طرف هدفشان نزدیک می کند.
همان طور که «مارک تواین» می گوید: «عادت، عادت است و آدم نباید آن را بگیرد و از پنجره پرتش کند بیرون، بلکه با زبان خوش ، پله پله آن را پایین بیاورد و از در بیرونش کند.»
اکثر والدین زمانی که شکیبایی خود را از دست داده اند ، به روشهای ترک عادت رو می آورند. آنان به من می گویند :
«بس است! دیگر اجازه نمی دهم بچه ام مایه ی خنده و مسخره ی هم مدرسه ای هایش قرار بگیرد. چه کار باید بکنم که این مسئله دوباره تکرار نشود؟»
متأسفانه مجبورم به این والدین خوش نیت بگویم که درمان فوری ثابتی برای عادتهای بد وجود ندارد. ترک عادت ، روندی تدریجی و کند است که ذره ذره تعداد دفعات تکرار عادت را تقلیل می دهد تا این که نهایتاً آن را از بین می برد ، یا به نوع مطلوبتری تبدیل می کند .
انتظار نداشته باشید کودکانتان از همین فردا عادتهای بدشان را ترک نمایند، در این صورت هر دوی شما ناامید و سرخورده خواهید شد. ابتدا تلاش کنید تا هر روز از دفعات تکرار عادت بکاهید:
کاهش دوازده بار ناخن جویدن به ده بار، نشانه ی پیشرفت و سزاوار تشویق است، نه نا امیدی.
برای مثال به جای این که به کودکانتان بگویید که «دیگر» ناخنشان را نجوند، بهتر است بگویید موقع انجام تکالیف مدرسه این کار را نکنند. زمان انجام تکالیف که زمانی محدود و کوتاه است بهترین موقعیت برای پدر و مادر است که از نزدیک ، پیشرفتهای بچه را زیر نظر بگیرند، موفقیتهایش را تحسین کنند و گوش به زنگ برگشت احتمالی عادت باشند و آن را گوشزد کنند.
زمانی که کودکان قادر شدند بدون ناخن جویدن تکالیفشان را انجام دهند، آن وقت می توان هدف جدیدی را تعیین کرد. مثلاً می توان این عادت را موقع تماشا کردن تلویزیون نیز منع نمود. بعداً می توان با کمک معلم این عادت را طی ساعتهایی که بچه در مدرسه است محدودتر کرد، و از هر فرصتی برای این کار استفاده نمود تا این که کودک بر عادت غلبه کند.
شکل دهی رفتار یک جزء جدایی ناپذیر از تشکیل عادت و همچنین یک عامل حیاتی در فرایند ترک عادت است. به هر حال به ندرت «شکل دهی» به تنهایی قادر به از بین بردن یک عادت تثبیت شده و ریشه دار خواهد بود.
این روش را باید همراه با سایر روشهایی که در این سلسله مقالات شرح داده می شود، به کار برد. این روشها ، آگاهی های بیشتری به کودکان در ارتباط با عادتشان می دهد، فعالیتهای دیگری را به عنوان جایگزین پیشنهاد می کند و سیستم مبتنی بر پاداش و تنبیه را ارائه می دهد.
نکاتی درباره ی روز اول مهد کودک (برگرفته از سری کتابهای با کودک خود چه کار کنم)
کودک در آن روز از همه چیز و همه کس، کم و بیش می ترسد که نکند :
خانم معلم دعوایش کند!
از کلاس و مهد کودک بیرونش کنند!
نگذارند برای دست شویی و آب خوردن بیرون برود!
از پله ها بیفتد یازمین بخورد و کسی نیاید به دادش برسد!
اگر روزی از روزها به مهد کودک نیامد، جایش را به کودک دیگری بدهند!
بچه های دیگر دوستش نداشته باشند و او را درجمع خود به بازی نگیرند!
نگذارند بازی کند و مجبورش بکنند مثل بچه های خوب(!) یک جا بنشیند و فقط به حرف های مربی گوش کند!
پس: ... اضطراب، دلشوره و خشم خود را به صورت رفتارهای عصبی از خود نشان می دهد.
اولیای گرامی و مربیان عزیز بهتر است بدانند که کودک:
احساساتش در آن روز به طور کلی « منفی» است و به طور مبالغه آمیزی ابراز می کند
به راحتی برانگیخته می شود و به سرعت به گریه یا به خنده می افتد.
در اثر دلشوره مرتب می خواهد به دست شویی برود یا دهانش خشک می شود و دائم آب و خوراکی می خواهد.
همه ی ژست ها و حرکات شما اولیای عزیز و مربیان محترم ، برای کودک معنا دار است. حتی اگر منظور خاصی نداشته باشید.
مثلاً :
دارید پای تلفن از کسی گله می کنید، کودک فکر می کند الان است که با او هم همین طوری حرف بزنید
توجه کودک به شما و محیط اطرافش چند برابر می شود، پس حساسیتش بالاتر می رود:
نسیم بهاری می وزد؛ ولی کودک بسیار سردش می شود.»
شما با عجله با او صحبت می کنید ، ولی او فکر می کند که دارید دعوایش می کنید»
تمرکزش بر حرکات و کلمات کودکان دیگر نیزبسیار زیاد است:
کودکی را می بینید که دور از همه به تنهایی دارد بازی می کند، فکر می کند که حتماً او را تنبیه کرده اند.»
- توجه کودک معطوف به ارتباط اشخاص با یک دیگر نیز هست و توجهش به رفتار مربی با مادر و پدر و مربیان با یکدیگر بیشتر می شود:
آیا مربیان با هم مهربان هستند؟
همدیگر را با نام کوچک صدا می کنند؟
مدیر مهد کودک با مربیان چگونه رفتار می کند؟
آیا با آن ها مهربان است یا به آن ها دستور می دهد؟
اولیای عزیز بهتر است بدانند که:
- چند روز قبل از رفتن به مهد کودک، لیست خریدهای مربوطه به مهد کودک را با همراهی و سلیقه کودک خریداری کنن.
- از اعمال نظر و تحمیل سلیقه به کودک جداً بپرهیزند:
- «نه! این کیف محکم تر از آن یکی است!»
- «عمر این ماژیک ها بیشتر است!»
- «این رنگ چرک تاب تر است!»
- گوش کودک را نباید با جملات و تذکر های مکرر کلامی بیازارند:
- «وسایلت را گم نکنی ها!»
- «حواست را خوب جمع کنی ها!»
- «سرو صدا و بپر بپر نکنی ها!»
- «بی اجازه از کلاس بیرون نروی ها!»
- از مقایسه کودک با دیگری جداً بپرهیزند:
«دختر عمویت شوق و ذوق بیشتری برای رفتن به مهد کودک داشت!»
- از لجبازی کردن، سر به سر گذاشتن و یکی به دو کردن و مشاجره با کودک حتماً خود داری کنند، حتی اگر به شوخی باشد.
- هیچ گاه به کودک نگویند: «حالا دیگر تو بچه نیستی!» چون که او «بزرگ هم نیست!!» و بدین ترتیب با گفتن این جمله در او اضطراب ایجا نکنند. به جای این حرف بهتر است دلیل انجام دادن یا ندادن کاری را برای کودک توضیح دهند.
- اگر کودک کار نادرستی انجام داد، فقط دلیل نادرستی کار را برایش توضیح بدهند، نه اینکه بگویند: «دیگر دوستت ندارم، این چه کاری بود که کردی؟» و با این گفته ها اضطراب او را بیشتر و در او احساس ما امنی ایجاد نکنند.
اکیداً توصیه می شود از تنبیه بدنی و سرزنش و خجالت دادن کودک خود داری کنند. از خود بپرسند آیا اگر او آدم بزرگ بود، و پر زور و زبان دار، باز هم با او همین رفتار را می کردم؟!
- اگر کودک به نظر بزرگ ترها کار بدی انجام داد به او «برچسب» نزنند و از تعصب و پیش داوری در باره او و کارهایش بپرهیزند:
«اصلاً تو گیج هستی!»
«همیشه سر به هوایی!»
- با ذوق و شوق از آموزشها و بازی های متنوع مهد کودک، دوستان جدید و حتی خوراکی هایی که خواهد خورد، با کودک، صحبت کنند.
- جلو تر با مربی و مسؤولان مهد کودک تماس بگیرند و اطلاع دهند که کودک چه روز و چه ساعتی به مهد کودک می آید.
- روز اول مهد کودک، والدین و کودک باید زود تر از موعد به مهد کودک برسند.
- بدترین کار این است که مادر و پدر پشت در کلاس بایستند.
- بهترین کار این است که مادر یا پدر زود به خانه بر گردند و در محیط مهد کودک نمانند.
دائم نباید به کودک اعلام شود: «کاری نداری؟... من برم دیگر؟... دارم میروم ها...»
- سر ساعت و حتی کمی هم زودتر دنبال کودک بیایند.
- فقط با سؤال کوتاه: «خوب امروز چه طور بود؟» یا « خوب، چه خبر؟» پرسش کنند.
- بگذارند خود کودک از روز اول مهد کودک صحبت کند و با سؤالات مختلف او را دچار استرس نکنند.
- برای آرام کردن کودک از دادن وعده های دروغین به او بپرهیزند:
«برایت بهترین هدیه دنیا را می خرم!»
- از تهدید کردن کودک بپرهیزیند:
- «وقتی پدرت برگردد، به او می گویم چه کارهایی کردی!»، «اگر برایت اسباب بازی خریدم؟!»
- از استفاده غلط از محبت بپرهیزند:
«اگر مرا دوست داشتی، این کار را نمی کردی!»
- از گریستن و تهدیدهای کودک نهراسند:
«اگر بروی خانه، من از ترس بیهوش می شوم!»
- نسبت به سلطه جویی های فعالانه ی کودک بی اعتنا باشند:
«مرا دوست نداری، وگرنه کنارم می ماندی!»
نسبت به سلطه حویی های نافعال کودک هم بی اعتنا باشند:
«دارم مریض می شوم!»، «بی حال هستم!»
- کودک را مطمئن کنند که مربیان و مدیران مهد کودک در این جا بیشتر از پدر و مادر مواظب او هستند و خیلی واردتر از پدر و مادرند تا خیالش راحت باشد.
مربیان محترم بهتر است بدانند که:
- خود را با نام کوچک به کودک معرفی کنند.
- اسم کوچک کودک را به خاطر بسپارند و او را با احترام با نام کوچک بخوانند: «علی جان»، «مهدیه خانم»، «مهسا جون»، «آقا پوریا» ...
- صمیمانه و در عین حال بسیار جدی از والدین بخواهند که هر چه زود تر مهد کودک را ترک کنند و مراسم خدا حافظی بر پا نکنند!
- کودک یا گروه کودکان روز اولی را خیلی زود با قسمتهای مختلف مهد کودک، حتی آشپزخانه و دستشویی ها آشنا کنند.
- اگر کودک صحبتی کرد یا سؤالی پرسید، فعالانه به او گوش فرا دهند: «به سویش خم شوند، رابطه ی چشمی با او برقرار کنند، و با سر و حرکات بدن و حتی لبخند نشان دهند که دارند صحبت او را می شنوند!»
- به طور کلی واکنش های متناسب چهره ای و بدنی به کودک نشان دهند.
- امتحان کنند که اگر کودک دوست داشت، او را لمس کنند یا در آغوش بگیرند.
- کودکان کوچکتر را حتماً لمس کنند و در آغوش بگیرند.
- پاسخ کلامی مربی باید پر از احساس واقعی، با سبکی کودکانه و قابل فهم و درک کودک باشد.
- اگر پاسخ سؤال کودک را می دانند با صداقت و سادگی کوتاه پاسخ دهند و در صورتی که پاسخ سؤال کودک را نمی دانند با شجاعت بگویند: «نمیدانم، ولی سعی می کنم جوابش را برایت پیدا کنم.»
- به کودک آزادی کامل بدهند تا از هر کجا که دلش می خواهد صحبت کند و میان حرف کودک نپرند.
- تقاضای انجام هر کاری را از کودک با طرح سؤال از او بخواهند:
«دلت می خواهد یک قصه شیرین برایت بگویم؟»
«می خواهی با این وسایل بازی کنی؟»
«دوست داری این کتابها را ببینی؟»
«می خواهی با یکدیگر به دستشویی برویم؟»
- به کودکانی که بی تابی می کنند، بگویند:
«برای ما مهم این است که کار دلخواه تو انجام شود.»
- برای کاهش دلشوره و استرس کودک و حفظ ثبات عاطفی او، باید بین مربیان و دست اندرکاران مهد کودک، هماهنگی های لازم وجود داشته باشد.
- مربیان عزیز و مدیران و دست اندرکاران گرامی مهد کودک، بهتر است نسبت به نیازها، خواسته ها و علاقه مندی ها و مسایل و مشکلات کودک حساس باشند و اقدام مناسب را به عمل آورند:
«راستی دوست داری این کتابها را که داشتی نگاه می کردی، از نزدیک ببینی؟»، «دوست داری با این اسباب بازی ها که دست بچه ها بود، بازی کنی؟»
- کودک را حتی القدور در انجام کارهای مربوط به خودش مشارکت بدهند: «بیا بند کفشهایت را با هم ببندیم.»
- کودک را مطمئن کنند که همه با او دوست و مهربان هستند.
- کودکان شیطان و بی قرار شناسایی شده! را از اطراف کودک جدید دور کنند!
- کودکان مهربان را به کودک جدید نزدیک کنند!
- کودک را کطکئن کنند که اجازه ی خوردن آب و خوراکی و دست شویی رفتن را، هر وقت که بخواهد، دارد.
- به کودک اطمینان بدهمد که هر وقت کاری داشت، به کمک او می شتابند.
- به کودک بگویند که اگر روزی دیر به مهد کودک رسید، جایش محفوظ است، گرچه بهتر است سر وقت بیاید.
- حتماً کودک را مطمئن کنند که اگر روزی در خانه ماند، هم چنان جایش خالی است و همه منتظر دیدار او هستندو برای آنانی که کودکانه می اندیشند .
آنانی که از شنیدن قصه لذت می برند و از نرسیدن کلاغه به منزلش دلگیرند.
آنانی که رسیدن کچل به دختر پادشاه را باور دارند و و گهگاه خود را به زیر کلاه کچل پنهان می کنند.
آنانی که با شنگول و منگول و حبه انگور به شکم گرگ رفته اند و سالهاست که در انتظار مادر برای رهایی هستند ...
در ساعات مختلف روز تفاوت ميكند و گاهي شبها هم بايد به آن بپردازيد. به طور كلي در تمام ساعات شبانهروز شيفت هستيد. بايد بتوانيد به تعميرات اسباببازي و سر هم كردن پازل و كارهاي ديگر به خوبي مشغول شويد. لازم به يادآوري است كه در اين شغل انتظار هيچگونه ارتقا يا پيشرفت رتبهاي نداشته باشيد. سعي كنيد راضي باشيد و ايراد نگيريد. بدون هيچ پرداخت پولي با قرار گرفتن در موقعيتهاي مختلف آموزشهاي لازم را در طول زندگي ميبينيد. البته اگر بتوانيد مشاغل جانبي نيز بدون كاستي در اين شغل اصلي داشته باشيد بدون اينكه خسته و بيمار شويد ممكن است گاهي لازم باشد تا از پول خود نيز براي شغل دائمتان هزينه كنيد.
در اين شغل گاهي مجبوريد به دادن هديههايي نظير بادكنك، شكلات، بستني، لباس، اسباببازي، كامپيوتر و... عادت كنيد.
شما بايد بتوانيد اطرافيان را كمك كنيد تا مستقل بار بيايند، اما سعي كنيد مشكلاتتان را براي خودتان نگاه داريد تا روح لطيف و شاداب كسي صدمه نبيند.
از نظر وضعيت تحصيلي محدوديت خاصي وجود ندارد ولي اگر تحصيلات متوسطه و دانشگاهي داشته باشيد در كنار آمدن بهتر خودتان با اوضاع منفعت خواهيد برد.
تا پايان عمر بايد كار كنيد و انتظار بازنشستگي و اضافه كار هم نداشته باشيد. در مورد پاداشهاي معنوي و مالي نيز عموما شما دهنده هستيد.
در نهايت ميتوانيد در امكانات موجود خوش باشيد و از اين شغل دلانگيز لذت ببريد.
فكر ميكنيد اين شغل كه مادري نام دارد بدون مهر و محبتي كه ريشه در آسمان دارد و با قلب بزرگ مادر جريان مييابد كار هيچ كس ديگري نيز هست يا نه؟!
سوال : کودکان چگونه رفتار می کنند ؟
جواب : همان گونه که با آنها رفتار می شود ؟
1- اگر سلوک ، رفتار با کودک همراه بردباری و تحــــــــــمل باشد کودک صبر و استــــــــقامت را می آمـــــــوزد
2- اگر سلوک و رفتار با کودک همراه عدالت و مــــــــساوات باشد کودک عدالت خواهـــــــــــــــــی را می آموزد
3- اگر سلوک و رفتار با کودک همراه دشمنی و خصومت باشــــــد کودک عنادورزی و کینــــــه توزی را می آموزد
4- اگر سلوک و رفتار با کودک همراه نام خدا و یاد خدا باشـــــــــد کودک خدا شناســــــــــی را مــــــــــی آموزد
5- اگر سلوک و رفتار با کودک همراه درستی و صداقـــــــــت باشد کودک درستکاری و راستـــــگوئی را می آموزد
6- اگر سلوک و رفتار با کودک همراه استهزاء و ریشخند باشــــــــد فردی خجالتی و متـــــــــــزلزل بار مــــــــی آید
7- اگر سلوک و رفتار با کودک همراه با تشویق و تحسیــــــــن باشد فردی متکی به نفــــــــــــس بار مـــــــــــی آید
8- اگر سلوک و رفتار با کودک همراه زور و پرخاشــــــــگری باشـد فردی مضطرب و پرخاشـــــــــــــگر بار می آید
9- اگر سلوک و رفتار با کودک همراه رازداری و اعتماد باشــــــــــد فردی امین و راز نگهـــــــــدار بار مــــــــی آید
10- اگر سلوک و رفتار با کودک همراه با توجه وتائید بیش از حد باشد فردی از خودراضی و خودبزرگ بین بار می آید
11- اگر سلوک و رفتار با کودک همراه با سرزنش و تحقیر کردن باشد فردی گوشه گیر و خودکوچــک بین بار می آید
12- اگر کودک در دوران رشــــــــــد احـــــساس امنیت و ایمنی کند فردی استوار و ثـــــــــــابت قدم بار مــــــی آید
13- اگر کودک بقـــــــــدر کافی در بازیهــــای گروهی شرکت کند فردی اجتـــــــــــماعی بار مــــــــــــــــــی آیـد
14- اگر رفتــــــــــــــارهای کودک مورد ســــوال و جواب قرارگیرد فردی مســــــــــــئول بار مــــــــــــــــی آیــــد
15- اگر به رفتارهای درست کودک توجه شــــود و یا پاداش داده شود فردی قدرشنــــــــــــــاس بار مـــــــــــــی آید
16- اگر به سوالهــــــــــــــــای کودک با دقـــــت پاســـــخ داده شود فردی کـــنـــــــــــــــــــجکاو بار مــــــی آید
17- اگر زندگی کودک مبتنی بر برنامه و اصـــــول و ضوابـــــطی باشد کودک نظم و ترتیـــــــــــب را می آمـــــــوزد
اگر در تماس با کودک به قـــــول هایی که داده شــــده عمل شود کودک وفــــــــای به عــــــــــهد را می آموزد
خواهشهای کودکانه
من برای بازی کردن جاهای بزرگ را دوست دارم لطفا منوگاهی برای بازی بیرون ببرین.
من دلم می خواهد بدوم ، بخندم و بازی کنم ، هی نگید آروم باش ، ساکت شو ، بگیر بشین.
فقط نگین تو نمی تونی، تو نمی دونی ، بهم یاد بدین که بتونم.
جلوی دوستانم با من دعوا نکنین ، من از اونا خجالت می کشم.
از من اندازه خودم توقع داشته باشید نه بیشتر .
برای من به اندازه قد خودم ، متناسب با اندازه من ، برای جنس خودم لباس بخرید ، نه طور دیگه !
منو از حیوونا نترسونین ، بذارین چیزهای اطرافم را دوست داشته باشم.
هی نگین بچه است ، نمی فهمه ، من خیلی هم خوب می فهمم.
نقش پدران در مراقبت از کودکان خردسال
پدران نقش مهمی در زندگی کودکان دارند ، حضورشان در خانواده با احساس امنیت همراه است وقتی پدران از زندگی کودکان غایب باشند و یا کمتر حضور داشته باشند ، بی تردید آسیب های فراوانی به زندگی کودکان وارد می شود.
بر اساس بعضی از باورهای غلط مراقبت و حمایت از کودکان فقط محدود به مادران می شود .متاسفانه روز به روز در جوامع شهری حضور پدران در رشد و بالندگی کودکان خود کم رنگ تر می شود. به گونه ای که پدران فقط تامین کننده نیازهای مالی خانواده محسوب می شوند . در حالی که بسیاری از تحقیقات در سراسر دنیا نشان می دهد که حضور پدران در کنار فرزندان خود می تواند تاثیر شگرف و ارزشمندی در زندگی فرزندان خود داشته باشد.
تحقیقات می گوید کودکانی که پدرانشان از بدو تولد نقش مهمی در زندگی شان دارند ، از میزان هوش بالاتری نسبت به کودکانی که فاقد چنین موهبتی هستند ، برخوردارند . این تحقیقات نشان می دهد کودکانی که رابطه خوبی با پدران خود دارند ، در مدرسه موفق ترند و مشکلات رفتاری کمتری هم دارند.
منبع : گروه مشورتی رشد و تکامل کودکان خردسال ، کشور کانادا 2001
با رعایت نکته های زیر به جنبش پدر خوب بودن بپیوندید :
برای کودکان خود وقت بگذارید.
درباره روان شناسی رشد کودکان مطالعه کنید و در کلاس های مربوطه شرکت کنید.
راه های ارتباط گیری با فرزندان خود را بیابید ، با آنها بازی کنید ، برای آنها قصه بخوانید ، آنها را به گردش ببرید و ...
کودکان خود را نوازش کنید و آنها را در آغوش بگیرید.
نشان بدهید که کودکان خود را دوست دارید و احساسهای پدرانه خود را به آنها نشان بدهید.
در غذا دادن به کودک ، در حمام کردن و در همه کارهای مربوط به کودکان پیش قدم باشید.
برای حرف زدن و شنیدن حرف های آنان وقت بگذارید اجازه بدهید تا آنها نیز در کنار شما باشند.
در مسایل مربوط به کودکان حساس شوید.
نشان بدهید که بدون رفتار استبدادی نیز می توان پدری موثر و خوب برای فرزندان خود بود.
[ شاد بودن بهترین پله برای پروراندن کودکی شاد است ]
امروز همان روزیست که فردا نگرانش خواهیم بود.
خوب است بدانیم :
کودکی که سرزنش می شود محکوم کردن را می آموزد.
کودکی که دشمنی را تجربه می کند ستیزه می آموزد.
کودکی که مسخره می شود کمرویی را می آموزد.
کودکی که همواره شرم را تجربه می کند احساس گناه را می آموزد.
کودکی که مدارا را ببیند صبر را می آموزد.
کودکی که تشویق شود اعتماد به نفس می آموزد.
کودکی که صداقت را تجربه کند عدالت را می آموزد.
کودکی که امنیت دارد اعتماد می آموزد.
کودکی که ارج نهاده شود رضایت خاطر می آموزد.
کودکی که پیوسته محبت ببیند درستی می آموزد.
کودکان هدیه های الهی هستند که وظیفه ما نگهداری و عشق ورزیدن به آنهاست.
پیامبراکرم (ص) می فرماید:
به پنج دلیل کودکان را دوست دارم:
گریه می کنند ، چون گریه کلید بهشت است
قهر می کنند ، زود آشتی می کنند ، چون کینه ندارند
چیزی می سازند ، خراب می کنند ، چون به دنیا دلبستگی ندارند
با خاک بازی می کنندچون تکبر ندارند
خوراکی که دارند زود می خورند و برای فردا نمی گذارند ، چون آرزوهای دراز ندارند
اگر مضطرب هستیم ، توقع فرزند آرام نداشته باشیم.
اگر بی برنامه و ناهماهنگ هستیم، امید بچه منظم نداشته باشیم.
اگر اختلاف زناشویی و جر و بحث خانوادگی داریم ، منتظر آشفتگی های تربیتی در فرزندمان باشیم.
اصولاً در تربیت فرزند باید توجه داشته باشیم که کودکان چون میوه ای بر درخت خانواده می رویند. هرگونه آفتی که بر خانواده تاثیر بگذارد؛ بچه های ما را نیز مبتلا می کند.
باغبان عاقل برای اینکه محصولی سالم داشته باشد ، می بایست ریشه و درخت را آفت کشی کند و به تبع آن میوه ها( یعنی فرزندان) نیز سالم می شوند.
پس این درخت خانواده که پیوندی بین همسران است باید ابتدا سالم باشد. هم تک تک همسران و هم رابطه همسران باید درست باشد تا فرزندان بالنده ای داشته باشیم.
اگر شما هنوز ازدواج نکرده اید باز هم مشکل تربیت فرزندان به شما بر می گردد. چون از هم اکنون باید در تغییر صفات خود اقدام نمائید تا در آینده با خانواده سالم به تربیت فرزند خود اقدام نمائید.
اگر تشکیل خانواده داده اید به جای غرغر کردن به بچه ها یا نق زدن به همسرتان(در خصوص عملکرد فرزندتان)، شروع به تغییر خود کنید.
v آیا با طعنه با فرزندتان حرف می زنید یا او را مسخره می کنید!؟
v آیا از کودک خود توقع دارید همیشه 20 باشد!؟
v آیا به بچه اتان می گویید که فقط وقتی او را دوست دارید، که کارهای خوب انجام دهد!؟
v آیا شما با فرزندتان ، پشت سر همسرتان صحبت می کنید!؟
v آیا به فرزندتان بر چسب «بچه شلوغ»،«فرزند بی نظم»،«بچه تنبل»،«بچه ترسو» ، یا ... زده اید!؟
v آیا همیشه (افراطی) مراقب و مواظب کودکتان هستید تا همه کارهایش بدون خطا انجام شود!؟
v آیا همیشه به پرسش فرزندتان، سریع جواب می دهید تا مبادا او از فکرش استفاده کند!؟
v آیا برای رشد و پیشرفت فرزندتان ، بچه های مردم را به عنوان الگو به او پیشنهاد می دهید!؟
v آیا با عصبانیت سر او فریاد می کشید که با برادر کوچکش با عصبانیت صحبت نکند!؟
جواب به این سئوالات ، مهارت فرزند پروری شما را ارزیابی می کند.
شماره نظام پزشکی : 10935
نام و نام خانوادگی: محمدولی سهامی
رشته تخصصی : فوق تخصص روانپزشکی اطفال
استان: تهران
شهر: تهران
مطب: خ خالداستانبولی -خ 16- پ 4
تلفن: 88712847-88721607
شماره نظام پزشکی : 27479
نام و نام خانوادگی: مهدی تهرانی دوست
رشته تخصصی : فوق تخصص روانپزشکی اطفال
استان: تهران
شهر: تهران
مطب: خ شریعتی بالاتراز میرداماد ک فلسفه پ 7 ط سوم
تلفن: 2252553
شماره نظام پزشکی : 28265
نام و نام خانوادگی: شکوفه رادفر
رشته تخصصی : فوق تخصص روانپزشکی اطفال
استان: تهران
شهر: تهران
مطب: میدان فاطمی شهید گمنام پ 36 واحد 6
تلفن: 88984480
نام و نام خانوادگی: محمدرضا محمدی
رشته تخصصی : فوق تخصص روانپزشکی اطفال
استان: تهران
شهر: تهران
مطب: خ دستگردی (ظفر)- بین خ افریقا و خ ولیعصر- روبروی پارک کاج- پلاک 326
تلفن: 88782890-88780025
1-لازمه کار با کودک داشتن صبر و حوصله فراوان و از کوره درنرفتن است.
۲- لازمه کار با کودک خودشناسی و خودآگاهی و شناختن احساسات و انتظارات خود نسبت به کودک است.(بیایید خود را بشناسیم)
۳- لازمه کار با کودک خسته نشدن است. اگر می خواهید از کارتان خسته نشوید باید عاشق کارتان باشید. (بیایید عاشق کارمان با کودک باشیم)
۴- لازمه کار با کودک دانا بودن به احوال کودک است. اگر می خواهید در کار با کودک توانا شوید بیایید به مطالعه کتابهای تعلیم و تربیت کودک و روانشناسی کودک بپردازید.
۵- لازمه کار با کودک داشتن صداقت و صمیمیت است و لزوم هماهنگی بین آنچه می گویید و آنچه می کنید و آنچه واقعاً هستید. (خودت باش )
۶- لازمه کار با کودک داشتن ثبات عاطفی است.
۷- لازمه کار با کودک شناخت و درک کودک است همانطور که هست. (اصل پذیرش)
۸- هر کودکی را با دیگری مقایسه نکنید، بلکه با خودش مقایسه کنید بدانید که بطور مطلق هیچ کودکی شبیه کودک دیگر نیست. (توجه کردن به اصل فردیت و یا تفاوتها و شباهتهای فردی)
۹- در کار با کودک سعی نکنید نظرات خود را تحمیل کنید. اجازه بدهید حالا که او می خواهد بازی کند یا کتابی برای خواندن انتخاب کند، خود اسباب بازی و کتابش را انتخاب کند البته در چهار چوب قوانین و مقررات. ( اصل خود تصمیم گیری)
۱۰- سعی کنید با ایجاد فضای اطمینان بخش و اعتماد، رازدار و محرم اسرار کودک باشید.(اصل رازداری)
۱۱- در کار کردن با کودکان سعی کنید مساوات و عدالت را رعایت کنید. چنانچه کودکی زیبا آفریده شده یا از امتیاز دیگری برخوردار است. اجازه ندهید این گونه امور احساستان را تحت تأثیر قرار دهد و تبعیض قائل شوید و به او توجه بیش از حد معمول ابراز دارید. ( اصل مهار احساسات )
۱۲- بهترین روش ایجاد ( تقویت و تکرار رفتار مورد نظر ) تشویق است.
۱۳- از تنبیه بدنی و سرزنش و خجالت دادن کودک جداً خوددرای کنید.
۱۴- هیچگاه به کودک نگویید حالا دیگر تو بچه نیستی، چون او بزرگ هم نیست و بدین تربیت با گفتن این جمله در او ایجاد اضطراب می کنید. به جای همه این حرفها بهتر است دلیل انجام دادن یا انجام ندادن کار را برایش توضیح دهید.
۱۵- اگر کودکی کار نادرستی انجام داد، دلیل نادرستی آن کار را برایش توضیح دهید نه اینکه بگویید.(تو را دوست ندارم) و با این گفته در او ایجاد ناامنی و اضطراب کنید.
۱۶- سعی کنید همیشه اسم کودک را با اسم کوچک و پسوند جان صدا بزنید.
۱۷- در تماس بین خود و کودک سعی کنید فضایی ایجاد شود که کودک بتواند آزادانه احساسات خود را بازگو کند.
جامعه فردای ایران به دست کسانی سپرده میشود که امروز در کالبد کودکان خوانده میشوند .اما ساختار
شخصیت معنوی این کودکان هنگامی تحقق می پذیرد که ناخودآگاه واقعیات زندگی را بشناسد از جهان
خود و هرچه در آن است آگاهی یابند بد خوب را نه در قالب پندها و اندرزهای خشک و بی تاثیربلکه در
سایه روشن واقعیتها گفت و شنودها،افسانه ها کشف ناشناخته ها و بسیاری از موارد دیگر ببینند و
بشناسند و با شناخت و کشف این شناختها بر تجربه ها و معلوماتش بیافزایند و همه تواناییهای
جسمی و فکری خودشان را در راه ساختن و بهتر ساختن خود برانگیزند از همان آغاز کودکی رفتارهای
پسندیده اجتماعی را بیاموزند بر سنتهای ملی،تاریخی و مذهبی سرزمین خود دست یابند می دانیم و
اعتقاد داریم که جامعه ایران این هدف بزرگ ما را شناخته است اقرار می کنیم که اگر این شناخت و تایید
نبود ما نیز مانند بسیاری از آغاز کنندگان در نیمه راه می ماندیم و ایمان داریم نه تنها مربیان،پدران و
مادران بلکه همه آنان که با روشن بینی به فردای این سرزمین علاقمندند ما را در ادامه این راه و این
کوشش تنها نخواهند گذاشت
نوع تجربه هایی که کودکان در این دوره در خانه و مرکز پیش دبستانی بدست می آورندعامل مهمی در
سازگاری آنها با محیط دبستان است.اگر محیط خانه و کودکستان کانونهای گرم و پر از دوستی مهربانی
باشند و اگر کودک محبوب و مقبول پدر و مادر و مربی باشد این تجربه های اولیه اعتماد به نفس در کودک
به وجود می آورد که به کمک آن به تجربه های جدید دبستان نیز دست می زند و معمولا می تواند با این
محیط بزرگ و نا آشنا سازگاری پیدا کند. و اگر غیر این باشد کودک وقتی که پای به دبستان میگذارد در
حال هیجان و ترس است و اگر در این صورت در سازش با محیط ناآشنای دبستان با مشکلاتی مواجه
خواهد شد و نمی تواند با این محیط از خود سازگاری نشان دهد کودک که پیش از حد مورد حمایت و
توجه پدر و مادر قرار گرفته باشد و به اصطلاح اطرافیانش او را بچه ننر بار آورده باشند و نیاز او را به
استقلال و اعتماد به نفس در نیافته باشد در محیط کودکستان و دبستان احساس امنیت خاطر نمی کند
و نمی توتند در این محیطهای نا آشنا از خود سازگاری نشان دهد
اهمیت زمانی بین تولد و 6 سالگی در شکل پذیری شخصیت و رشد عقلانی کودک خیلی بیش از آن
است که اغلب پدران مادران تصور میکنند. تاثیر و پایداری تجربه های که کودک به دست می آورد با سن و
سال او نسبت معکوس دارد، یعنی هرچه کودک خردسالتر است حافظه او نیرومندتر است و تجربه های
خود رابا شدت بیشتری در حافظه نگه میدارد. کنجکاوی و شوق دانستن از خصوصیات کودک است نیاز
به پرس و جو و شوق دانستن در کودک نشانه امیدوارکننده ای است و دلیل برخورداری کودک از هوش
بالاست. هرچه کودک تیزهوشتر باشد کنجکاوی او شدیتر است نیاز به دانستن را میتوان به بهترین وجه
از راه پاسخ به پرسشهای او و گفت و شنودهای مفید و آموزنده ارضا کرد.
شاید اغراق نباشد اگر بگوییم
که بازی برای کودک یکی از پرمعناترین و جدی ترین کارهایی است که در زندگی روزانه خود انجام میدهد
کودک از طریق بازیهایی که میکند با زندگی و محیط آشنا میشود بین خود و محیط ارتباط برقرار میکند از
طریق بازی به بیان نفس خود می پردازد کودک وقتی تنها در حال بازی است در دنیا ی خودتنهاست و در
این تنهایی باید بکوشد که بین خود و دنیای خارج از خود ارتباط بر قرار کند چیزهایی که در محیط می
بیند هر کدام برای خود رازی و معنایی دارد
:جست و خیز و فعالیتهای بدنی در زندگی کودک و در مقیاس وسیعتر در سلامت و بهداشت بسیار مهم
است شرکت کردن کودک در بازیهای گروهی به رشد و تقویت جسمی او کمک میکند. کودک از طریق این
گونه بازیها نه تنها مهارتهایی از قبیل پرتاپ کردن،گرفتن،جهیدن را کسب میکند بلکه خصایص اخلاقی و
رفتاری از قبیل انصاف ، داوری درست و تسلط بر احساسات و عواطف،روحیه ورزشی و شناخت راه
درست بازی کردن را نیز خواهد آموخت
جنبه های روحی و روانی هر فرد در حقیقت نماینده شخصیت اوست خصوصیت همین جنبه ها از وجود
اوست که او را از دیگران متمایز می دارد از آجا که ما بزرگترها اغلب به آسانی نمی توانیم نیازهای
روحی و روانی کودک خود را تشخیص دهیم در بسیاری از موارد از پرورش روح و روان کودک غافل می
مانیم روح کودک پدیده ای بغرنج است گاه خصوصیاتی که روح کودک را می سازد به هوش
،استعداد،سلیقه،تمایل و امثال اینها تعبیر می کنند این خصوصیات را هر طور بشناسیم و به هر نامی
که بنامیم مجموعه آنها روح کودک را تشکیل می دهند و او را ازسایر کودکان متمایز و مشخص می سازد
گردش علمی،یکی از راههای ارزنده آموزشی است و سبب میشود که کودک از
همان سالهای نخستین زندگی با طبیعت و زندگی اجتماعی آشنا شود. مربی آگاه
که به اهمیت تجربه و مشاهده دقیق واقف باشد در هر فرصتی می کوشد تا آنجا که
ممکن است طبیعت را به مرکز پیش دبستانی بیاورد
گردش های علمی،علاوه بر مفرح و سرگرم بودنشان به رشد کودک کمک می کند
یکی از بهترین راههای بررسی و شناخت طبیعت و آشنایی با محیط زندگی برای
کودکان گردشهای علمی است
کودکان برای اینکه جهان دروبر خود را بشناسند احتیاج به تجربه های فراوان دارند از
راه تجربه هاست که کم کم با طبیعت و چهره ها ی گوناگون آن و با پدیدهای طبیعی
آشنا میشوند
امروز در روشهای تعلیم و تربیت جهان یادگیری از راه مشاهده محیط و گردش علمی
عمومیت یافته و با تسهیلاتی که وسایل ارتباطی جدید فراهم آورده است روز به روز
بر وسعت و اهمیت آن افزوده می شود
هر آموزشی که در خارج از مراکز آموزشی تحت سرپرستی مربی انجام گیرد گردش
علمی شمرده میشود و حتی امور و وقایع ساذه ندگی روزمره برای کودکان خردسال
بسیار جالب و آموزنده اند و اگر مشاهده آنها با برنامه منظم و پیش بینی لازم صورت
گیرد بهره بیشتری از آن گرفته میشود
روح خلاق کودک
برای رشد، پرورش و کمال به زمان احتیاج دارد همانطور که دانه گندم با
پرورش درست سرانجام گندم به بار می آورد. روح خلاق کودک کودک هم
اگر پرورش درست بیابد آن قریحه یا استعداد خاص خود را نشان خواهد داد
در بسیاری از موارد روح خلاق کودک نهفته می ماند باید در بیدار کردن و
برانگیختن و آشکار ساختن آن به کودک کمک کنیم
.jpg)
