دیباچه: آیا میدانید که در کشورهای پیشرفته 70% کودکان، زیر پوشش مراکز
پیشدبستانی قرار دارند و در کشور ما این رقم تنها 8% است. دلیل استقبال
کشورهای توسعه یافته از مراکز پیشدبستانی این است که امروزه روانشناسان و
متخصصان علوم تربیتی معتقدند که شخصیت اصلی انسان، در چهار سال اول زندگی
شکل میگیرد و در این سنین، کودک باید تحت تعلیم و تربیتی عمیق و همهجانبه
قرار گیرد تا به رشد کامل جسمی، روحی و عاطفی دست یابد.در این میان، مراکز
پیشدبستانی میتوانند با ایجاد امکانات آموزشی، پرورشی، اجتماعی و
رفاهی، شرایط لازم را برای رشد همه جانبه کودکان فراهم سازند. این مراکز،
اولین محیط اجتماعی و در واقع پلی بین خانه و اجتماع بزرگی است که کودک به
آن تعلق دارد. در این مراکز، آگاهیهای اجتماعی کودک رشد یافته و با
استفاده از روشهای غیرمستقیم آموزشی، فرصتی برای یادگیری وسیعتر، غنیتر و
همه جانبهتر پیدا میکند. این نوع آموزش با روحیه جست و جوگر، فعال و
کنجکاو کودک سازگارتر است و او را به یادگیری و اکتشاف
برمیانگیزد.بنابراین درکنار خانوادهها و هم پای تربیت آنها، لازم است که
مراکز آموزش پیش از دبستان در زمینه تکامل همه جانبه کودک نقش داشته
باشند.اهمیت این مراکز زمانی آشکارتر میشود که بدانیم در بسیاری از مواقع،
خانواده وظیفه خود را به دلیل آشنا نبودن با مسائل تربیتی، فقر فرهنگی، کم
سوادی یا بیسوادی، مشکلات اقتصادی، دور بودن والدین ازمحیط خانه به علت
کار و تأمین زندگی، از هم گسیختگی خانوادگی و مواردِ بی شمار دیگر، بخوبی
ایفا نمیکند. اینجاست که مراکز پیشدبستانی باید کمبودهای آموزشی، تربیتی،
جسمی و عاطفی کودکان را جبران نمایند.رشته رشد و پرورش کودکان پیشدبستانی
با توجه به همین ضرورت و نیاز به داشتن مربیانی مجرب و توانمند، در
دانشگاه علوم بهزیستی و توانبخشی دایر شده است. این رشته در مقطع کارشناسی
دو گرایش "کودکان عادی" و "کودکان با نیازهای ویژه" دارد.
منبع: کتاب آشنایی با رشته های دانشگاهی سازمان سنجش آموزش کشورتالیف خانم فیروزه سودایی ونرم افزار سامان رشته ی سازمان سنجش
گرایش کودکان عادی :
چگونه باید برای کودکان داستان گفت، به آنها شعر آموخت و با آنها بازی کرد؟
زبانآموزی و آموزش مفاهیم ریاضی چگونه باید باشد؟ اصول اجتماعی، مذهبی و
اخلاقی را چگونه باید به آنها یاد داد تا کودک رشد کامل و همهجانبهای
داشته باشد؟هر بازی، سرگرمی و آموزشی در این مراکز میتواند نقش مؤثری بر
جسم و روان کودک داشته باشد.برای مثال، کارهای هنری در مراکز قبل از
دبستان، سبب تکامل ادراک، حافظه، تخیلات، خلاقیت و نیروی عضلانی کودک
میشود و برای وی امکان کنترل اعمال او را فراهم میسازد. در مراکز قبل از
دبستان، کودک با دیدن نمایشهای عروسکی و عادت به بازی با دوستان در نقش
بزرگسالان و بیان قصه با نقاشی و معرفی شخصیتهای واقعی یا غیرواقعی، امکان
مییابد تا وارد دنیای بزرگسالان شود و به اصطلاح پایش روی زمین قرار
گیرد. همچنین نقاشیهایی که کودک در مهد کودک میکشد، در تشکیل شخصیت و
روان او اهمیت بسزایی دارد و نه تنها برای او امکان شناسایی محیط و شرکت
خود را در آن فراهم میکند، بلکه به او امکان میدهد تا مسائلی را که به
صورت نامنظم ازهمه طرف برای او مطرح است، به شکل صورتبندی شده منظم
کند.البته برای رسیدن به اهداف یاد شده، نیاز به مربیان متخصصی است که از
ویژگیها و نیازهای کودکان اطلاع داشته باشند. هدف رشته رشد و پرورش کودکان
پیشدبستانی ـ گرایش کودکان عادی، تربیت همین دسته از مربیان است؛ افرادی
که در مراکز پیشدبستانی وابسته به سازمان بهزیستی، وظیفه آموزش و تربیت
کودکان را بر عهده دارند. گفتنی است که این گرایش نقاط اشتراکی با رشته
علوم تربیتی ـ گرایش آموزش کودکان دبستانی و پیشدبستانی دارد؛ با این
تفاوت که رشته علوم تربیتی در دو حیطه کودکان دبستانی و پیشدبستانی فعالیت
میکند و مربیان مورد نیاز آموزش و پرورش را در این دو حیطه تربیت
مینماید، اما رشته رشد و پرورش کودکان پیشدبستانی ـ گرایش کودکان عادی،
زیرنظر سازمان بهزیستی کشور است و تنها مربیان دوره پیشدبستانی را تربیت
میکند.
گرایش کودکان با نیازهای ویژه :
اطلاع از ناتوانیها، تواناییها و قابلیتهای کودکان در سنین پیش از
دبستان، به طور چشمگیری در موفقیتهای بعدی و پیشگیری از اختلالات مؤثر
است.از همینرو، در این دوران یکی از مهمترین خدماتی که مربی میتواند
انجام دهد، تشخیص کودکان تحت مراقبت خود، از نظر رفتارهای فیزیکی و ذهنی
است؛ زیرا یک مربی در زمانی طولانی و در موقعیتهای بسیار طبیعی کودکان را
مشاهده میکند و چنانچه تفاوتی جدی و زیربنایی درکودک وجود داشته باشد،
میتواند این اختلالات را در بسیاری از زمینهها، پیش از اینکه جدیتر
شوند، تشخیص دهد و زمینه را برای کمکهای لازم متخصصان به نحو معتبر فراهم
آورد.زمانی میتوان به اهمیت این مسأله پی برد که دانست، هر چه
ناتوانیهای کودکان زودتر شناخته شود، زودتر تصحیح میشود و حتی تشکیل
الگوها و عادتهای نامطلوب و واکنشهای عاطفی کاهش مییابد.برای مثال، اگر
در دوره پیش از دبستان، کودکانی که دچار تنبلی چشم، ناشنوایی یا کمشنوایی و
اختلال ذهنی هستند، شناخته شوند، در بهبود جسمی، ذهنی و روحی آنها بسیار
تأثیر خواهد داشت و والدین نیز دچار تنش و آسیب اجتماعی و عاطفی کمتری
میشوند.هدف گرایش رشد و پرورش کودکان با نیازهای ویژه، تربیت متخصصانی است
که بتوانند در این زمینه فعالیت کنند و نیازهای جامعه ما را برطرف سازند.
تواناییهای لازم:
کودک مثل آینه درخشانی است که هر چه ببیند، فوراً میگیرد و منعکس میکند.
او مثل صفحه سپیدی است که هر آنچه بر آن بنویسی، درخود نگاه میدارد و چون
خمیر یا مومی است که در دستان مربی به هر گونهای ساخته میشود. در واقع
آنچه در کودکی به خردسال آموخته میشود، درست مثل نقشی که بر سنگی کنده
شود، اثرش همیشه باقی میماند. از همینرو، مربی کودکان پیشدبستانی بودن،
از سختترین کارها است؛ زیرا رفتار، طرز صحبت و بیان، نگاه، پوشش، راه رفتن
و در کل همه کارهای مربی، در کودک نقش جاودانه میبندد و کوچکترین لغزش
مربی، بر گروهی از کودکان اثر منفی میگذارد. از سوی دیگر، مربی کودکان
بودن، از بهترین کارها است؛ چرا که وی با شخصیت و روح انسانهایی پراحساس و
پر از شور معصومانه سر و کار دارد و پایه جامعه را میسازد. به همین دلیل،
دانشجوی این رشته باید فردی پاک، صادق، سالم و پر انرژی و عاشق کودکان و
آشنا با روانشناسی کودک باشد. همچنین لازم است که وی فردی خلّاق و سازنده
باشد تا بتواند شیطنت و کنجکاوی کودکان را به بهترین راه سوق دهد و از
شجاعت و جسارت کودک برای یادگیری، کشف دنیای پیرامون و پرورش هوش و استعداد
وی بهره بگیرد.برای مثال، اسباب بازی که دردیدگاه اکثر مردم وسیلهای برای
گذراندن اوقات فراغت کودک است، میتواند انعکاسی از ابزار شغل و حرفه
فردای کودک باشد؛ نحوه استفاده از آن، حرفهای را به او آموزش میدهد، نوع،
شکل و رنگ آن، او را با دنیایی از علم فیزیک آشنا مینماید، روش کار با آن
میتواند دری از دنیای عجایب را بر روی کودک بگشاید و در کل این وسیله
میتواند به او توجه و دقت در مسائل را بیاموزد.در این میان، یک مربی باید
فکری سازنده داشته باشد تا با این وسایل، هم شوق و رغبت کودک را جلب کند و
هم وسیله بازی، خصوصیت آموزشی وپرورشی را در خود داشته باشد و فرهنگی درست و
صحیح را نیز به کودک انتقال دهد.
موقعیتهای شغلی در ایران:
درحال حاضر 36 هزار مربی، بدون تحصیلات دانشگاهی و تخصص لازم، در مهد
کودکهای کشور فعالیت میکنند. این به معنای آن است که فرصت های شغلی
بسیاری برای فارغالتحصیل این رشته وجود دارد؛ زیرا بیشک هر مرکز
پیشدبستانی مایل است که از مربیان مجرّب و متخصص برخوردار باشد؛
کارشناسانی که میتوانند سطح کیفی مرکز رادر حد قابل توجهی افزایش دهند.در
ضمن فارغالتحصیل این رشته میتواند به عنوان کارشناس تهیه مواد و وسایل
آموزشی و کمک آموزشی، در مراکز پیشدبستانی و نیز به عنوان کارشناس آموزش و
برنامهریزی در سازمان بهزیستی کشور، کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان و
مراکز کودکان استثنایی فعالیت نماید.
درسهای این رشته در طول تحصیل:
دروس مشترک در هر دو گرایش کودکان عادی و کودکان با نیازهای ویژه:
اصول و مبانی آموزش و پرورش، آموزش و پرورش تطبیقی، روانشناسی عمومی،
روشها و فنون تدریس، روانشناسی رشد ، آسیبشناسی روانی کودک، کمکهای
اولیه، روانشناسی تربیتی، بهداشت روانی و مسائل خانواده، مقدمات برنامه
ریزی آموزشی و درسی، آموزش و پرورش کودکان استثنایی، عوامل اجتماعی در رشد و
پویایی گروهی، روشهای مصاحبه، مقدمات تکنولوژی آموزشی، روشهای آماری در
علوم تربیتی، سنجش و اندازهگیری در علوم تربیتی، بهداشت و تغذیه مادر
کودک، بیماریهای کودکان، اختلالات رفتاری و روشهای تغییر و اصلاح رفتار
کودکان، روانشناسی بازی، مدیریت مراکز پیشدبستانی، آشنایی با مفاهیم
ریاضیات و علوم پیشدبستانی، آموزش مهارتهای اجتماعی و اخلاق به کودکان،
آموزش هنر به کودکان، کاردستی و مهارتهای فنی، کارورزی، مشاوره کودک،
قصهگویی و نمایش خلاق، برنامهریزی در دوره پیشدبستان، مسائل ژنتیک،
جامعهشناسی عمومی، حقوق کودک، مقدمات روش تحقیق در علوم تربیتی، مقدمات
تکنولوژی آموزشی، روشهای آماری در علوم تربیتی، سنجش و اندازهگیری در
علوم تربیتی، آشنایی با کامپیوتر، ارتباط و آموزش خانواده، آموزش و پرورش
پیشدبستانی.
دروس تخصصی گرایش کودکان عادی:
رشد و پرورش زبان و مهارتهای کلامی، حرکات ورزشی و سرودهای خاص کودکان، ادبیات کودکان، کارورزی ، طرح پژوهشی مقدماتی.
دروس تخصصی گرایش رشد و پرورش کودکان با نیازهای ویژه:
شناخت کودکان، آشنایی با اختلالات رشد روانی ـ حرکتی کودکان عادی و
استثنایی، آشنایی با بهداشت روانی معلولین و خانواده آنها، آشنایی با
روانشناسی کودکان فزون کنش و کمرویی در کودکان پیشدبستانی و روشهای
اصلاح، اختلالات گویایی و روشهای اصلاح در کودکان و نوجوانان، کارورزی،
طرح پژوهشی مقدماتی.
همه انسان ها دوست دارند كودكاني باهوش داشته باشند. هوش
علاوه بر زمينه ژنتيك، تا حدي هم اكتسابي است و در طول زندگي و به نسبت
شرايط محيطي از آغاز تولد تا بزرگسالي و براساس آموزش هاي فرد در او شكل مي
گيرد. در واقع با اين كه هوش انسان، هم ارثي و هم اكتسابي است يا به
عبارتي هوش پديده اي ژنتيك و استعدادي خدادادي است، توانايي هاي ذهني افراد
در طي دوران زندگي و از دوران كودكي آنها كم كم شكل مي گيرد. براساس
تحقيقات علمي انجام شده، با به كار بردن روش ها و برنامه ريزي هاي خاصي در
زندگي روزمره و در فضاي آموزشي كودكان، مي توان قدرت تفكر و هوش آنها را
پرورش داد. شما هم مي توانيد از اين روش ها براي باهوش تر كردن فرزندتان
استفاده كنيد.
بازي براي هوش: جدول، پازل و
ديگر بازي هاي فكري، همگي براي مغز كودك همچون ورزش هستند. بازي هايي
مانند جدول اعداد علاوه بر اين كه مي توانند سرگرمي لذتبخشي براي كودك شما
باشند، تقويت كننده توانايي تفكر، استراتژيك، حل مشكلات و تصميم گيري در
وضعيت هاي پيچيده هستند. انواع بازي هاي فكري را در خانه داشته باشيد و
علاوه بر اين، گاهي مسائلي را به طور خيالي طراحي كنيد و براي حل آن از
فرزندتان كمك بخواهيد.
در جستجوي دانش باش: محققان
معتقدند والديني كه كودكان خود را با ارائه نظرات و ايده هاي جديد تشويق
كرده و كنجكاوي آنها را مورد توجه و احترام قرار مي دهند، درس بزرگي به
آنها داده اند. اين كه جستجوي دانش اهميت زيادي دارد. از كودكانتان در
زمينه سرگرمي ها و علايقشان سوالاتي بپرسيد و از كنجكاوي آنها حمايت كنيد.
نكات و موارد جديد مربوط به سرگرمي هايشان را به آنها ياد دهيد و براي
تشويق كنجكاوي هايشان، آنها را به گردش هاي آموزشي ببريد. گردش در موزه هاي
تاريخي و طبيعي، رصدخانه و پارك هاي حيوانات از اين جمله اند.
ورزش، ورزش، ورزش: مطالعات
نشان داده ارتباط مستقيمي بين فعاليت هاي ورزشي كودكان دبستاني و موفقيت
تحصيلي آنها وجود دارد. شركت كردن كودكان در فعاليت هاي ورزشي، افزايش
ميزان اعتماد به نفس، مهارت در كارهاي گروهي و توانايي هاي مديريتي و رهبري
را به دنبال دارد. همچنين ثابت شده بيشتر زناني كه در موقعيت كاري در نقش
هاي مديريتي و رياست موفق بوده اند، در دوران كودكي و نوجواني در فعاليت
هاي گروهي و تيمي ورزشي شركت داشته اند. پس به جاي اين كه پس از خوردن شام،
جلوي تلويزيون بنشينيد، بهتر است با فرزندتان توپ بازي كنيد يا به پياده
روي برويد. بهتر است كودك را به شركت در تيم هاي ورزشي مدرسه اش تشويق
نماييد.
الفباي موسيقي، الفباي هوش: شايد
شنيدن سر و صداي ناهنجار كودكتان در حالي كه مشغول تمرين نوازندگي و
آموختن موسيقي است، اصلالذت بخش نباشد. اما بايد بدانيد كه اين سرگرمي لذت
بخش كودكان، يكي از مواردي است كه نيمكره راست مغز آنها را پرورش مي دهد.
بنابر تحقيقات دانشمندان دانشگاه تورنتو، برنامه ريزي دوره هاي آموزش
موسيقي براي كودكان منجر به افزايش ضريب هوشي و توانايي هاي علمي آينده
آنها خواهد شد. هرچه سال هاي آموزش موسيقي آنها بيشتر باشد، ميزان اين
تاثير و افزايش هوش در آنها بيشتر خواهد بود. مطالعات انجام شده نشان مي
دهد آموختن موسيقي در دوران كودكي باعث كسب نمره هاي بهتر در دوران
دبيرستان و ضريب هوشي بالاتر در دوران بزرگسالي مي شود، پس اجازه دهيد
موسيقيدان دروني كودكتان خودش را نشان دهد.
شير مادر، عصاره هوش: شير
مادر اولين غذاي مغز كودك است. شير مادر از 2جهت براي كودك مفيد است: يكي
اين كه از خطر احتمالي ابتلاي كودك به بيماري جلوگيري مي كند و ديگر اين كه
به تنهايي يك غذاي كامل براي نوزاد است تغذيه نوزاد از سينه مادر، كودك را
هم سالم تر و هم باهوش تر مي كند. مطالعات نشان داده است كودكاني كه در
دوران نوزادي 9 ماه شير مادرشان را خورده اند، بسيار باهوش ترند.
رايانه در خدمت هوش: شايد
تعجب كنيد، چون بازي هاي رايانه اي شهرت بدي پيدا كرده اند و بسيار مورد
انتقاد قرار مي گيرند. درست است كه بسياري از آنها وحشيانه، بي فايده و
غيرفكري هستند اما ما در مورد انواعي از بازي هاي رايانه اي صحبت مي كنيم
كه مهارت هاي فكري و استراتژيك و قدرت تصميم گيري و خلاقيت كودك را پرورش
داده و كار گروهي را به او آموزش مي دهند. كودكاني كه انواع بازي هاي
رايانه اي آموزشي را بازي مي كنند نسبت به آنهايي كه اين بازي ها را تجربه
نكرده اند از قدرت درك و تجسم تصويري برخوردارند.
خوب بخور تا با هوش شوي:
خوردن صبحانه باعث تقويت حافظه، تمركز و قدرت يادگيري مي شود. كودكاني كه
صبحانه نمي خورند، معمولازودتر خسته شده و كم طاقت تر و زودرنج تر هستند
همچنين از سرعت عمل كمتري برخوردارند. قند، چربي هاي اشباع و ديگر خوراكي
هاي بي فايده را از برنامه غذايي كودكان حذف كنيد و به جاي آن، مواد مغذي و
مفيدي كه به رشد ذهني آنها كمك مي كند، جايگزين كنيد.
سال هاي اوليه دوران كودكي بويژه 2 سال اول بسيار اهميت دارد و لازم است
تمام مواد لازم را در رژيم غذايي كودك قرار دهيد. تحقيقات نشان مي دهد
ميزان مقاومت در برابر بيماري ها در كودكاني كه تغذيه سالمي ندارند بسيار
كم است. بنابراين تغذيه نادرست باعث مي شود كودكان از مدرسه و همسالان خود
عقب بمانند و دچار افت تحصيلي شوند. پس اگر مي خواهيد كودكتان در مدرسه
نمره بهتري بگيرد، به تغذيه او هم توجه كنيد.
دوستي كه هوش هديه مي دهد:
كتاب يكي از روش هاي مفيد قديمي است كه امتحانش را پس داده اما بعضي مواقع
در مقابل روش هاي تكنولوژيك امروزي براي تقويت هوش، دست كم گرفته مي شود.
در حالي كه كتاب قابل دسترس ترين، كم هزينه ترين و در عين حال موفقيت
آميزترين روش براي آموزش و رشد ذهني كودكان در تمام سنين است. براي
كودكانتان از سنين پايين تر كتاب خواندن را شروع كنيد. آنها را براي عضويت
در كتابخانه ثبت نام كنيد و كتابخانه منزلتان را پر از كتاب كنيد.
به نقل از روزنامه جام جم
زمان بازی با کودکتان فقط زمان بازی و سرگرمی نیست، بلکه زمان آموزش درسهای زندگی به کودکتان هم میباشد. تازهترین تحقیقات حاکی از آن است که خلق و خو و عادات انسان از دوران جنینی و 2 سال اول زندگی وی ناشی میشود و این نکته اهمیت آموزش و روش صحیح تربیت در سنین ابتدایی تولد کودک را نمایان میسازد. در این مقاله ما بازی هایی را به شما پیشنهاد میدهیم که علاوه بر سرگرم کردن کودکتان آموزش هایی را در جهت ایجاد خلاقیت و تقویت هوش و افزایش سطح هوشیاری کودک دلبند شما فراهم میآورد.
10 بازی برای ایجاد خلاقیت در کودک 1 ساله شما
زمان بازی با کودکتان فقط زمان بازی و سرگرمی نیست، بلکه زمان آموزش درسهای زندگی به کودکتان هم میباشد. تازهترین تحقیقات حاکی از آن است که خلق و خو و عادات انسان از دوران جنینی و 2 سال اول زندگی وی ناشی میشود و این نکته اهمیت آموزش و روش صحیح تربیت در سنین ابتدایی تولد کودک را نمایان میسازد. در این مقاله ما بازی هایی را به شما پیشنهاد میدهیم که علاوه بر سرگرم کردن کودکتان آموزشهایی را در جهت ایجاد خلاقیت و تقویت هوش و افزایش سطح هوشیاری کودک دلبند شما فراهم میآورد.
1.کجا رفت؟
یک توپ کوچک نرم انتخاب کنید، آن را در یک ظرف درپوش دار بگذارید. از بچه بپرسید توپ کجا رفت؟ او را تشویق کنید که در ظرف را باز کند و توپ بیرون بیفتد مثل جعبه هایی که دلقکی بیرون میپرد، بیرون افتادن توپ هم برای او جالب خواهد بود. این بازی راهی است که به کودک میآموزد که چیزهایی که او نمی بیند ممکن است وجود داشته باشد. این بازی، آموزش ثبات هدف است.
2.وسایل آشپزخانه:
ظرفهای پلاستیکی یا ظروف ماست و یا کاسه های نشکن برای این بازی مناسب میباشد. از این ظروف برای ایجاد یک برج استفاده کنید، به کودکتان کمک کنید که برج را بریزد، این فعالیت به او درس خواهد داد که نشانه گیری هدف را بیاموزد در حالی که ریزش و چیدن را هم یاد خواهد گرفت.
3. میتوانم صدا را بشنوم:
راه دیگر برای تقویت مفهوم ثبات هدف به وسیله مخفی کردن یک اسباب بازی صدادار زیر پتو و یا حوله است. ابتدا اسباب بازی را به طور جزئی با پتو بپوشانید سپس صدای اسباب بازی را در بیاورید و او را تشویق کنید که اسباب بازی را پیدا کند، دوباره اسباب بازی را پنهان کنید، البته این بار به صورت کامل، بازی را تکرار کنید، در صورت پیدا کردن اسباب بازی، کودکتان را تشویق کنید.
4. بازی آبی:
زمان حمام را به زمان اکتشاف و بازی تبدیل کنید. قاشق های پلاستیکی و آب پاش و کاسه های پلاستیکی را در وان کودکتان بگذارید، او با آنها ریزش آب را خواهد دید و از آنها لذت خواهد برد. تفریح دیگری هم میتوان کرد، یک اسفنج را به کودکتان بدهید اسفنج را خیس کنید، او از فشار دادن اسفنج و ریزش آب لذت میبرد.
5. مامان خوابه!
نزدیک کودکتان بنشینید البته این کار بستگی به سن کودکتان دارد میتوانید او را بخوابانید. به او بگویی که قصد دارید که بخوابید و چشمهایتان را ببندید بعد از چند ثانیه چشمهایتان را باز کنید و مشتاقانه به او سلام کنید یا زمان را به او بگویید مثلاً صبح بخیر یا عصر بخیر که او زمانها را هم درک کند. دیدن چشمهای مامان که باز است و شنیدن صدای تبریکش معمولاً ایجاد خنده خواهد کرد بعد از چند دورِ، مکث خود را هنگام خواب بیشتر کنید احتمال هست که کودک حدود 6 ماهتان و یا بیشتر شروع به جیغ زدن کند و یا حتی به صورت شما ضربه بزند تا شما بیدار شوید!
6. بازی با برگها:
با کودکتان به بیرون از خانه بروید، تنوعی از برگها را برای او جمع کنید، به او اجازه بدهید آنها را بلند کند و با دستانش بازرسی کند، بدیهی است که با نظارت شما. برخی از برگها را چروک کنید تا او آنها را بازرسی کند و عمل چروک کردن را بیاموزد که این کار در برگهای خشک صدا هم خواهد داشت. با استفاده از یک برگ بزرگ بازی دالی موشه را با او انجام دهید.
7. بازی غلتکی:
کودکتان را روی زمین در مقابلتان بنشانید و یک ماشین اسباب بازی را روی زمین حرکت دهید او را تشویق کنید که بعد از شما این کار را انجام دهد سعی کنید که رفت و آمد ماشین را با او ادامه دهید. این کار جلو و عقب رفتن و چرخاندن و حرکت اجسام را به او یاد خواهد داد.
8. نقاشی:
این بازی کمی کثیف کاری است اما برای کودکتان بسیار جالب خواهد بود. کودک 8 تا 12 ماهتان را روی صندلیش یا روی زمین بنشانید. در مقابل او یک برگه و چندین غدای پوره ای رنگی که صاف شده است قرار دهید، او را تشویق کنید که با دستانش نقاشی کند، خواهید دید که او شاهکار خواهد ساخت. میتوانید غذاها را در صورت اجازه پزشک بافت دار تهیه کنید(به دلیل در دهان بردن کودک) که نقاشی او بافت دار باشد.
9.بافتهای متفاوت:
چندین موضوع بافت دار را به کودک 10 تا 12 ماهتان بدهید، مثلاً یک تکه مقوا، روسری نرم، تکه های چمن و ماسه و ... حتماً تا انتهای بازی در کنار او باشید و مراقب باشید چیزی را در دهانش نگذارد. همراه هم همه چیز را بازرسی کنید، خواهید بفهمید که او از چه بافتی بیشتر خوشش خواهد آمد مخمل کبریتی یا پشم گوسفند؟
10. بازی با رنگها:
برای کودک 10 تا 12 ماهتان اسباب بازی های رنگی و یا وسایل
آشپزخانه رنگی تهیه کنید و به او کمک کنید که اسباب بازیهای با رنگ مشابه
را در کنار هم بگذارد. مثلاً سیب قرمز و ماشین قرمز و توپ قرمز باید در یک
طرف باشد. در این بازی به او کمک میکنید که کم کم با رنگها آشنا شود.
برعكس، بچههاي مهد كودك به اسباب بازي علاقه نشان ميدادند و با آنها بازي ميكردند، با بزرگترها ارتباط نزديك داشتند؛ از بودن دركنار كساني كه درمجاورتشان بودند لذت ميبردند. مادرانشان هر روز با كودكان خود بازي ميكردند، آنها را در آغوش ميگرفتند، غذا ميدادند، حمام ميكردند، تعجبي ندارد كه اين كودكان در سن دو سالگي ميتوانستند راه بروند، صحبت كنند و به تنهايي غذا بخورند. بچههايي كه درمهد كودك نگهداري ميشدند،در همه زمينهها با بچههايي كه درخانواده رشد كردهاند، برابري داشتند. در اين پژوهش اهميت بازي به همراه پرستار مهربان آشكار شد، چه او مادر باشد يا مربي مهد كودك. هيچ زماني جز سالهاي اوليه زندگي، بازي تأثير خود را نشان نميدهد. پس توجه به سالهاي كودكي و تأثير بازي، ضرورت بسياري دارد.
كودك هنگام بازي ميتواند كشف كند چه كسي است و چه تواناييهايي دارد، دنيا چيست و چگونه خود را بايد با محيط هماهنگ كند. به راستي بازي ميتواند به كودك اعتماد به نفس دهد، بازي كردن بچهها راهي است به سوي شكل گيري شخصيتـي سالم و مفيد. در نتيجه براي اين كه كودك درآينــده، زندگي خوب و بالندهاي داشته باشد، فرايند بازي بسيار ضروري است.
بازي و شناخت يكي از امتيازهاي بازي اين است كه رشد شناختي كودك را گسترش ميدهد. براي مثال بازيهاي حسي – حركتي، درك كودك را از دنياي اطرافش افزايش ميدهد. بازيهاي جسمي به او كمك مي كند تا ناتوانيهاي خود را بشناسد و آنها را برطرف سازد. بازيهاي نمادين، به او اجازه ميدهد تا واقعيات را تغيير دهد. (به حال تعليق در آورد.)
توانايي كودك در بازي نمادين، نشانه نقطه عطفي در رشد شناختي اوست. چرا كه به تدريج ذهن او قدرت شكافتن ظاهر واقعيات را نمايان ميكند. در تخيلات او خرس عروسكي ميتواند ناگهان زنده شود و سخن بگويد. همانطور كه قوه درك كودك قويتر ميشود، بهتر ميتواند با استفاده از تخيلاتش به خيال پردازي بپردازد. زماني ميرسد كه او قادر است مانندبزرگترها تفكر انتزاعي داشته باشد. در طي بازي، كودك با مفاهيمي چون بزرگ – كوچك، بالا - پائين، پُر يا خالي آشنا ميشود و آنها را با وضوح بيشتري درك مي كند.
بازي تخيلي به كودك كمك ميكند تا بفهمد چه چيزي واقعي است و چه چيزي واقعي نيست و چه چيزي با تخيل قابل تغيير و چه چيزي تغيير ناپذير است. بازي كردن، كودك را قادر ميسازد بر بعضي از امور پيرامونش تسلط پيداكند و دريابد كه نميتواند كاملاً همه امور را تغيير دهد و همه چيز را دست كاري كند. پس او اين درس را ياد ميگيرد كه دنياي واقعي را نميتوان كاملاً تغيير داد.
بازي و گويش
بازي به عنوان آزمايشگاه زبان نيز عمل ميكند. مثلاً فرزند يك ساله شما كلمات جديد را تجربه ميكند تا ذخاير لغوياش را غنيتر سازد و حتي در مورد درك مطلب، مهارتهاي خود را افزايش دهد. در طي اين مراحل بچهها همواره لغات طنز آميز را كشف ميكنند، خودشان و ديگران را با كلماتي طنز كه از خود در مي آورند، سرگرم مي كنند. براي خود همبازي خيالي تصور مي كنند و مانند بهترين دوستشان با او مشغول گفتگو مي شوند، چنين بازي هاي كلامي موجب مي شود بينش زبان شناختي كودكان گسترده تر گردد. اگر كودك درمحيطي رشد كند كه آرامش بر آن حاكم باشد، مي تواند به آزمايش و اكتشاف دست بزند. بازي هم قابليت تسلط به اطرافش را به او مي دهد. او به تدريج كه بزرگتر مي شود، از طريق بازي مهارتهاي حل مسئله و خلاقيت را نيز فرا مي گيرد و از طريق بازي هاي نمادين مي تواند مشكلاتش را در فضايي امن تر تصور كند و راه حلهاي متفاوت آن را با هم مقايسه كند.
تخيل انعطاف ناپذير كودك، به او اجازه ميدهد تا با استفاده از اشياء اطراف خود، به خلاقيت بپردازد. بطور مثال يك قوطي را به جاي طبل، يك تكه چوب را به جاي اسب و يك برگ بزرگ و پهن را به جاي بشقاب در نظر بگيرد.
همچنين يك تجسم فعال به كودك كمك ميكند تا از حالت بي حوصلگي و كسالت بيرون بيايد. مثلاً انتظار در مطب دكتر به نظرش كوتاهتر ميآيد. اما كودكي كه خيال پرداز نيست، منتظر ماندن درمطب دكتر برايش يك عمر طول ميكشد.
بازي كردن قدرت تمركز حواس كودك را پرورش ميدهد. از نتايج تحقيقات چنين بر ميآيد كه بين خيال پردازي و آستانه دقت كودك ارتباط تنگاتنگي وجوددارد. چرا كه كمي خيالپردازي به كودك كمك ميكند تا بتواند حسابي سرگرم باشد. پژوهشي بر كودكان پيش دبستاني ثابت كرده است بچههايي كه قادر نيستند خيالپردازي كنند، از دقت كمتري برخوردار هستند و تمايل بيشتري به پرخاشگري و رفتار مخرب ( شيطنت ) دارند.

برترین ها: اگر قرار بود کودکم را دوباره تربیت کنم، بیشتر نقاشی با انگشت را به او یاد میدادم تا اینکه با انگشت برایش خط و نشان بکشم.
کمتر غلطگیری کرده و بیشتر صحیح انجام دادن را یادش میدادم.
چشم از خودم میشستم و به او چشم میدوختم.
کمتر به داشتن و بیشتر به مراقبت میپرداختم.
با او پیادهروی و بادبادک بازی میکردم.
اداهای جدی را کنار گذارده و جدیتر بازی میکردم.
بیشتر در دشت و دمن همراهش دویده و به ستارهها زل میزدم.
بیشتر او را در بغل میفشردم و کمتر زور میگفتم.
کمتر سختگیری و بیشتر تشویق میکردم.
اول به اعتماد بهنفس و بعد به پوشاک و مسکن میپرداختم.
کمتر عشقِ قدرت و بیشتر قدرتِ عشق را یادش میدادم.
با خردسال خود لذت ببرید! اگرچه گاهی بهنظر میآید که او اصلا بزرگ نشده اما دائم در حال رشد است. روزهای طولانی بیپایان بهتدریج جای خود را به روزهایی میدهند که دیگر برایشان وقت ندارید.
کودکانی که زمانی در هر چیز به شما نیاز داشتند کمتر و کمتر به شما نیاز خواهند داشت و روزهای پیادهرویهای با فراغبال، بازیها و چرتهای بعدازظهر جزو خاطرات شاد و گرم میشوند. امیدوارم شما به همراه کودکتان ساعات شادي را در کنار هم پر از اوقات بازی، رشد و یادگیری داشته باشید.
اگرچه تصدی امور یک نوزاد برای والدینِ تازهکار سخت است، اما معمولا خیلی طول نمیکشد که اکثرا به راحتی یاد میگیرند جایش را عوض کنند، غذایش بدهند، از او نگهداری کنند و بخوابانند. همینکه نوزاد پا میگیرد اکثر والدین قادرند دماغش را پاک کنند، پوشکش را عوض کنند، غذا درست کنند- غذایی که کسی نمیخورد- اسباببازی و لباس مناسب بخرند و البته رختشویی و اتوشویی کنند. اما از مرحله راه رفتن که میگذرند و به مرحله خردسالی و تجربهگرایی میرسند، نیازهایشان بهشکل عجیبی عوض میشود. والدین آمادگی تامین نیازهای زندگی روزانه خردسال را ندارند و غالبا درگیر این چالش دائم هستند تا نیازهای بدنی، ذهنی، عاطفی و روحی آنها را برآورند.
اولینبار با این مسئله در زندگیام با یک خردسال طی زمستانی استثنائاً بارانی و در منطقهای ساحلی رو بهرو شدم. دختر بزرگم «آندریا» 3 ساله بود. خواهرش «امیلی» تقریبا 2 ساله و «جاشوایِ» نوزاد هنوز 6 ماه نداشت. امیلی در بحبوحه جیش گفتن بود و جاش حداقل هر 2 ساعت یکبار باید شیر میخورد. آندریا که خوش اخلاق و شیرین بود و زود آرام میگرفت کمکم مشکل ساز میشد و با ادامه بارندگی اخلاقش بدتر میشد. میخواست کارهای تازه بکند و تجربیات تازه داشته باشد، اما اکثر انرژی و وقت من صرف 2 بچه کوچکتر میشد. با گذشت روزها که درماندگی من مثل عقدهای برایم شده بود دچار شک و تردید درباره توان (و در نتیجه کمبود) خود بهعنوان مادری خوب شدم. همیشه درباره «زمان کیفی» با کودک شنیده بودم اما بهنظر میرسید من زمان کمّی بسیار وحشتناکی بدون کیفیت داشتم!
درحالیکه میدانستم نمیتوانم همیشه همه چیز را برای تجربه او ریخت و پاش ببینم فهمیدم که باید چیزی یا کاری کنم تا برای خردسال کوچولویم خلاقیت و تحرک جالبی فراهم کنم. فهمیدم باید فعالیتها و محیطی باشد که هم او را سرگرم کند هم برایش چالش برانگیز باشد، ایدههایی برای پروژههای کوچک داشتم تا باهم روی آنها کار کنیم، اما چیزهایی هم میخواستم تا او بتواند به تنهایی انجام دهد وقتی من مشغول هستم و کار دارم. چون فقط با تکیه بر درآمد شوهرم زندگی ما میچرخد پس باید فعالیتهایی باشند که از وسایل موجود در خانه بهره گیرند.
شروع به کاوش در خانه کردم تا بهتر بتوانم نیازهای خانواده را تأمین کنم. همه نوع وسایل جالب برای بازیهایمان را جمع میکردم. فکرم را بیشتر سازماندهی کرده و سعی داشتم روی چیزهایی تمرکز کنم که باهم انجام دهیم. کمی هم به خودم استراحت دادم تا با بچههایم لذت بریم و از شادیهای کوچک و ساده آنها شاد شوم. با بازگشت احساس کنترلم دوباره اعتماد به نفس در تواناییهای مادریام به من برگشت.
با اینکه ادعای «تخصص» از هیچ نوع ندارم اما تجارب من- در هر روز و با سه بچه کوچولو- به من یاد داد چه چیزی مفید و چه چیزی بیثمر است. این کتاب مجموعهای از ایدهها و فعالیتهایی است که نیازهای مادری مرا و نیز بچههایم را طی آن سالهای پرچالش قبل از مدرسه تأمین کردند. این کتاب حاوی پیشنهاداتی در هر موقعیت و شرایط، داخل و خارج خانه، تابستان و زمستان، اوقات خوش و ناخوشی است. اگرچه این کتاب را مادری خانهدار بهعنوان منبع اطلاعات برای افرادی با همان شرایط است، اما مطمئن باشید برای هر کس که کودکی خردسال در زندگی دارد مناسب است: مادران یا پدران، مادربزرگها و پدربزرگها، عمه و خاله و دایی و عمو، پرستاران بچه، مربیان مهد کودک، معلمان پیش دبستانی، کلیساها یا مربیان بازی، اگر در جستجوی کتابی خوب درباره رفتار با پیش دبستانیها و نحوه برخورد با آنها هستید، این کتاب مسلما بهدرد کارتان میخورد.
بهرغم اینکه ایدههای طرح شده در اینجا تا مدتها پس از مرحله خردسالی هم برای کودک شما سرگرم کننده هستند اما اکثرا برای کودکان سنین 3 تا 6 سال مناسبند. از آنجا که تواناییهای بچهها در این دامنه سنی بسیار متفاوت است بعضی ایدهها برای بچههای 3 ساله بسیار پیشرفته و بعضی نیز برای کودک 5 یا 6 ساله بسیار ساده هستند. پس در انتخاب فعالیتها نهایت دقت را بهعمل آورید تا با ظرفیتها و علایق کودکتان منطبق باشند و خودتان نیز در صورت لزوم آماده نظارت بر آنها باشید.
«وقتی او را بشناسید دیگر نیست. اثر انگشتان روی دیوار بزرگتر و بزرگتر میشوند. بعد ناگهان محو میگردند.»
نی نی سایت: شايد به عنوان والدين كودكان پنج تا نـُه ساله فكر كنيد، تمام تلاش خود را براي رشد ذهني فرزندانتان انجام دادهايد. از هنگام نوزادي برايشان كتاب خواندهايد، سرگرميهاي فكري و اسباب بازيهاي ذهني برايشان تهيه كردهايد، آنها را با كتابخانه آشنا كردهايد و اكنون هم در يك مدرسه خوب درس ميخوانند. اما آيا بايد از اين پس خيالتان راحت باشد؟ جالب است بدانيم كه كه پدر و مادر با تشويق هر گام كوچك كودك ، كمك بزرگي به خلاقيتهاي بزرگتر وي در آينده خواهند كرد. اكنون محققان معتقدند كه تحريكات ذهني كودكان از سوي والدين نقشي بسيار مهم در تقويت هوش آنان دارد.
نقش پدر و مادر تنها به دوران كودكي و نوجواني محدود نميشود، زيرا فرزندان در جواني و بزرگسالي هم به پشتيبان و راهنما نياز دارند.بنابراين به نظر ميرسد به منظور برنامه ريزي كمك به ذهن فرزندان ، محدوديت زماني داريم. دانشمندان معتقدند نيازي نيست براي دستيابي به اين هدف ، آموزشهاي رسمي خاصي را براي كودك در پيش بگيريم. آنچه ضروري است ايجاد فضاي مناسب و تحريك كننده براي تعليم روزمره است و براي اين منظور ، متخصصان رعايت توصيههاي زير را از ابتداي كودكي پيشنهاد ميكنند.
عناصر افزايش هوش كودك
مطالعات نشان ميدهند ژن و محيط هر دو سهم فراواني در افزايش هوش كودك دارند و در اين راستا عوامل محيطي را سلامت ، تغذيه و تربيت خانوادگي معرفي كردهاند. براساس يافتههاي اخير ، حتي اگر ژنها نقش اصلي در ميزان ضريب هوشي افراد داشته باشند، هرگز نميتوان تأثير والدين را بر ذهن كودك منكر شد. بخصوص در سالهاي اول زندگي كودك ، وقتي مغز هنوز در حال شكلگيري و تكامل است، توجهات والدين حتي اگر شركت در بازي سادهاي چون دالي موشك باشد، به ايجاد مداربنديهاي مغزي پيچيده و ضروري و تقويت آن براي ارتقاي هوش كودك كمك ميكند.
اهميت تعاليم دوران كودكي
كريگ رمي (CRAIG RAMEY) پروفسور روانشناسي كودك ميگويد: «واقعا لازم است والدين بدانند كه چقدر دادههايشان به فرزندان مهم و سرنوشتساز است و كودك از سنين بسيار پايين و بدو تولد تحت تأثير تربيت والدين قرار مي گيرد.»تحقيقات دانشمندان روي دو گروه شاهد و آزمايشي از كودكان نشان داده است كه تجارب و تعاليم دوران كودكي روند رشد و تكامل فكري را تسريع و تقويت ميكند. دو سال اول زندگي به نوعي دوره طلايي رشد مغزي كودك است و اين زمان دوران ايجاد ارتباطاط مغزي به حساب ميآيد. در اين سن در مغز بيش از 300 تريليون ارتباط وجود دارد و در همين زمان سلولهايي كه هنوز مرتبط نشدهاند و مورد استفاده قرار نگرفتهاند غير قابل استفاده ميشوند.
به چشمان كودك نگاه كنيد
چشمان نوزاد در شش هفتگي تا فاصله 17.5 سانتيمتري متمركز ميشود و اين دقيقا به اندازه فاصلهاي است كه شما كودك را جلوي خود نگه ميداريد و به صورت او نگاه ميكنيد. اين عمل ارتباطات مغزي را به الگويي تشخيصي كه با هر بار ديدن تقويت ميشود تبديل ميكند. و به كودك كمك ميكند در شناخت مفاهيم مشابه و نامتشابه مهارت بهتري كسب كند.
با كودك حرف بزنيد
دكتر هوتنلوچر (HUTTENLOCHER) پروفسور روانشناسي معتقد است: «فرمانهاي اوليه زباني براي كودك بسيار مهماند. زيرا زبان در موفقيت عملكرد ذهني بسيار اهميت دارد و هر درك و استنباطي از زبان به ايجاد توانايي كلامي و بيان صحيح لغات كمك ميكند. دامنه لغات كودك بستگي مستقيم به ميزان صحبت والدين طي دو سال اول زندگي او دارد.»
موسيقي در رشد ذهن كودك مؤثر است
موسيقي دنيايي فراتر از ريتم و ملودي به كودك ميآموزد. دانشمندان معتقدند تعليم سرودهاي گروهي و نواختن پيانو براي كودكان سه ساله به تدريج باعث تقويت قدرت استدلال فرا زماني آنان ميشود. اين كودكان در تركيب و ساخت پازل در مقايسه با بچههايي كه تمرين موسيقي نداشتهاند، دقيقتر و سريعتر و در درك مفاهيم رياضي موفقترند.
با تشويق ، كنجكاوي كودك را تحريك كنيد
همگام با رشد جسماني كودك ، قدرت تفكر و انديشه او نيز در حال رشد و شكوفايي است. او از طريق تجربه وقايع جديد در زندگي دنيا را ميشناسد و آن را كشف ميكند. نيازي نيست كنجكاوي را به بچهها آموزش دهيم، بلكه بايد وجود سرشار از كنجكاويشان را به صورت هدفمند ارضا كنيم. پدر و مادر با تشويق هر گام كوچك كودك ، كمك بزرگي به خلاقيتهاي بزرگتر وي در آينده خواهند كرد.
براي اشيا اسم بگذاريد
كودكان حتي پيش از آنكه بتوانند صحبت كنند، قادرند بسياري چيزها ( براي مثال اجسام مختلف و رنگها) را درك كنند. در اين سن اگر به او بگوييد: «عروسك خرسي سفيدت را بياور»، او دقيقا ميداند اين اسم متعلق به كدام اسباب بازياش است. بنابراين يكي ديگر از وظايف والدين نامگذاري انواع رنگها ، اندازهها و شكلها براي تقويت درك كودك است.
بايستيد و هورا بكشيد
وقتي كودكتان موفق ميشود براي اولين بار از فنجان آب بخورد و شما فرياد شادي سر ميدهيد، اين عمل شما نه تنها او را خوشحال ميكند، بلكه ارتباطات قشر جلويي مغز و بخش دروني مغز او را كه جايگاه احساسات است، تقويت مينمايد. بين ده تا هجده ماهگي اين ارتباطات مغزي شكل ميگيرد. براي مثال وقتي اولين گامهاي او را تشويق ميكنيد، اين عمل باعث خوشحالي او ميشود و در پي آن جرياني از مواد شيميايي در مغز او آزاد ميگردد كه اين چرخه را تقويت ميكند. در مقابل ، هرگونه بيتوجهي والدين به رفتارهاي كودك موجب تقويت نشدن چرخه ارتباطات مغزي او ميشود و كودك نسبت به انجام كارهاي جديد دلسرد ميگردد. دامنه لغات كودك بستگي مستقيم به ميزان صحبت والدين طي دو سال اول زندگي او دارد.
به توجه خود نسبت به فرزند ادامه دهيد
هرگز توجهات خود را از فرزندانتان دريغ نكنيد. گرچه توجه والدين در سنين پايين براي كودك بسيار مهم است، اما پيشرفت ذهني و هوشي او در اين سنين به پايان نميرسد. شبكههاي عصبي ، بخصوص آنها كه به احساسات مربوط ميشوند تا سنين نوجواني در حال توسعهاند. بنابراين با افزايش سن ميتوانيد به كتاب خواندن فرزندتان اهميت بيشتري بدهيد، او را در گفت و گوهاي خانوادگي سهيم كنيد، از وي نظر بخواهيد، به او موسيقي بياموزيد و نيز مشوقي مهربان برايش باشيد. علاوه بر اينها ، نقش ما به عنوان پدر و مادر تنها به دوران كودكي و نوجواني محدود نميشود، زيرا فرزندان در جواني و بزرگسالي هم به پشتيبان و راهنما نياز دارند.
برترین ها: اگر کودک شما زود خسته میشود یا زیاد اتفاق میافتد که حین فعالیتهای روزمره بیحوصله شود، این میتواند یکی از نشانههای کمخونی باشد که مهمترین راهحل آن مصرف آهن است. سید ضیاءالدین مظهری، متخصص تغذیه معتقد است خوردن صبحانه نقش مهمی در جلوگیری از کمخونی دارد. او میگوید: «بچهها باید هر روز صبحانه کامل مصرف کنند و اين صبحانه میتواند نان و پنیر و گردو، کوکوی سیبزمینی، لوبیا، عدسی و حتی انواع میوه باشد.» خیلی از بچهها صبحها اشتهایی به غذا خوردن ندارند. این متخصص تغذیه به مادرانی که کودکشان صبحها میلی به غذا خوردن ندارد، توصیه میکند به او آب مرکبات بدهند که در ايجاد اشتها موثر است. او میگوید: «کودکانی که هنگام ورزش کردن و راه رفتن احساس خستگی زودرس دارند و نفس آنها تند میشود، احتمال بروز کمخونی در آنها وجود دارد.» دكتر مظهری همچنین میگوید: «دختران زودتر از پسران به بلوغ میرسند و نیاز به ماده معدنی آهن دارند. البته از زمان تولد تا ۱۰ سالگی انباشتگی کلسیم در استخوانهای کودکان بیشتر است و در این سن والدین میتوانند رژیم غذایی فرزندان خود را با مصرف بیشتر لبنیات سرشار از کلسيم و فسفر کنند. تغذیه صحیح میتواند از بروز بیماریها در آینده پیشگیری کند.»






